slaloming

[ایالات متحده]/ˈslɑːləmɪŋ/
[بریتانیا]/ˈslɑːləmɪŋ/

ترجمه

n. ورزش اسکی در یک مسیر زیگزاگ دور موانع
v. شرکت کردن در ورزش اسکی در یک مسیر زیگزاگ دور موانع

عبارات و ترکیب‌ها

slaloming down

اسکی دره

slaloming through

اسکی از میان

slaloming past

اسکی از کنار

slaloming around

اسکی به دور

slaloming uphill

اسکی به سمت بالا

slaloming gracefully

اسکی با ظرافت

slaloming quickly

اسکی به سرعت

slaloming expertly

اسکی ماهرانه

slaloming smoothly

اسکی روان

slaloming safely

اسکی با ایمنی

جملات نمونه

he enjoys slaloming down the snowy slopes.

او از اسکی سریع در سرازیری تپه‌های پوشیده از برف لذت می‌برد.

slaloming requires a lot of skill and practice.

اسکی سریع به مهارت و تمرین زیادی نیاز دارد.

the athlete excelled at slaloming during the competition.

ورزشکار در طول مسابقه در اسکی سریع بسیار موفق عمل کرد.

she is training for the slaloming event in the winter games.

او برای مسابقه اسکی سریع در بازی‌های زمستانی در حال تمرین است.

slaloming can be both thrilling and challenging.

اسکی سریع می‌تواند هم هیجان‌انگیز و هم چالش‌برانگیز باشد.

the coach emphasized the importance of slaloming techniques.

مربی بر اهمیت تکنیک‌های اسکی سریع تاکید کرد.

they watched videos of professional slaloming to improve their skills.

آنها فیلم‌های اسکی سریع حرفه‌ای را برای بهبود مهارت‌های خود تماشا کردند.

slaloming through the gates requires quick reflexes.

عبور از دروازه‌ها در اسکی سریع به واکنش‌های سریع نیاز دارد.

he feels a rush of adrenaline while slaloming.

او در حین اسکی سریع، احساس هجوم آدرنالین می‌کند.

she mastered the art of slaloming after years of practice.

او پس از سال‌ها تمرین، هنر اسکی سریع را به تسلط درآورد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید