slate roof
سقف اسلات
slate tile
کفپوش اسلات
slate gray
خاکستری اسلات
slate blue
آبی اسلات
clean slate
صفحه تمیز
on the slate
روی اسلات
clean the slate
پاک کردن اسلات
suits of slate grey .
لباس های خاکستری تیره.
Can I put this on the slate?
آیا می توانم این را روی تخته سیاه قرار دهم؟
to wipe the slate clean of past mistakes
برای پاک کردن تخته سیاه از اشتباهات گذشته
the slate fell from my hand and broke in two on the hard floor.
تخته سیاه از دست من افتاد و در دو نیمه روی کف سخت شکست.
the bird's plumage was a mosaic of slate-grey, blue, and brown.
پرهاى پرنده ترکیبی از خاکستری تیره، آبی و قهوهای بود.
his work was slated by the critics.
کار او توسط منتقدان مورد انتقاد قرار گرفت.
London shows are slated for late June.
نمایش های لندن برای اواخر ژوئن برنامه ریزی شده اند.
slated the art history lecture for Thursday afternoon.
سخنرانی تاریخ هنر را برای بعد از ظهر پنجشنبه برنامه ریزی کرد.
Only a skilled workman can split slate into layers.
فقط یک صنعتگر ماهر می تواند تخته سیاه را به لایه ها تقسیم کند.
The nominating committee laid its slate before the board.
کمیته نامزدها فهرست خود را در برابر هیئت مدیره ارائه کرد.
make sure that no slates have slipped out of position .
مطمئن شوید که هیچ اسلاته ای از جای خود خارج نشده است.
a slate on which the old man scored up vast accounts.
تخته ای که پیرمرد حساب های بزرگی روی آن ثبت کرد.
I understand that I am being slated for promotion.
من متوجه هستم که برای ارتقا در نظر گرفته شده ام.
We’re both to blame. Let’s wipe the slate clean and start again.
ما هر دو مقصر هستیم. بیایید تخته سیاه را پاک کنیم و دوباره شروع کنیم.
The 800,000-dollar London 2012 animation is now slated for a reedit.
انیمیشن 800 هزار دلاری لندن 2012 اکنون برای بازنویسی برنامهریزی شده است.
The party regulars slated the Manhattan district leader for the governorship.
اعضای با سابقه حزب، رهبر منطقه منهتن را برای سمت فرمانداری معرفی کردند.
mismatched slate roofs canted at all angles. .
سقفهای اسلات ناهماهنگ که در همه زوایا کج شدهاند.
the film has gone the way of all flesh after being slated by the critics.
فیلم پس از مورد انتقاد قرار گرفتن توسط منتقدان، به سرنوشت همه چیز رسید.
slate roof
سقف اسلات
slate tile
کفپوش اسلات
slate gray
خاکستری اسلات
slate blue
آبی اسلات
clean slate
صفحه تمیز
on the slate
روی اسلات
clean the slate
پاک کردن اسلات
suits of slate grey .
لباس های خاکستری تیره.
Can I put this on the slate?
آیا می توانم این را روی تخته سیاه قرار دهم؟
to wipe the slate clean of past mistakes
برای پاک کردن تخته سیاه از اشتباهات گذشته
the slate fell from my hand and broke in two on the hard floor.
تخته سیاه از دست من افتاد و در دو نیمه روی کف سخت شکست.
the bird's plumage was a mosaic of slate-grey, blue, and brown.
پرهاى پرنده ترکیبی از خاکستری تیره، آبی و قهوهای بود.
his work was slated by the critics.
کار او توسط منتقدان مورد انتقاد قرار گرفت.
London shows are slated for late June.
نمایش های لندن برای اواخر ژوئن برنامه ریزی شده اند.
slated the art history lecture for Thursday afternoon.
سخنرانی تاریخ هنر را برای بعد از ظهر پنجشنبه برنامه ریزی کرد.
Only a skilled workman can split slate into layers.
فقط یک صنعتگر ماهر می تواند تخته سیاه را به لایه ها تقسیم کند.
The nominating committee laid its slate before the board.
کمیته نامزدها فهرست خود را در برابر هیئت مدیره ارائه کرد.
make sure that no slates have slipped out of position .
مطمئن شوید که هیچ اسلاته ای از جای خود خارج نشده است.
a slate on which the old man scored up vast accounts.
تخته ای که پیرمرد حساب های بزرگی روی آن ثبت کرد.
I understand that I am being slated for promotion.
من متوجه هستم که برای ارتقا در نظر گرفته شده ام.
We’re both to blame. Let’s wipe the slate clean and start again.
ما هر دو مقصر هستیم. بیایید تخته سیاه را پاک کنیم و دوباره شروع کنیم.
The 800,000-dollar London 2012 animation is now slated for a reedit.
انیمیشن 800 هزار دلاری لندن 2012 اکنون برای بازنویسی برنامهریزی شده است.
The party regulars slated the Manhattan district leader for the governorship.
اعضای با سابقه حزب، رهبر منطقه منهتن را برای سمت فرمانداری معرفی کردند.
mismatched slate roofs canted at all angles. .
سقفهای اسلات ناهماهنگ که در همه زوایا کج شدهاند.
the film has gone the way of all flesh after being slated by the critics.
فیلم پس از مورد انتقاد قرار گرفتن توسط منتقدان، به سرنوشت همه چیز رسید.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید