slavering

[ایالات متحده]/ˈsleɪ.vər.ɪŋ/
[بریتانیا]/ˈsleɪ.vɚ.ɪŋ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. عمل آب دهان ریختن یا بزاق ترشح کردن؛ نشان دادن تمایل یا اشتیاق شدید
Word Forms

عبارات و ترکیب‌ها

slavering dog

سگ ولخرج

slavering fan

هوادار ولخرج

slavering beast

وحش ولخرج

slavering child

کودک ولخرج

slavering hunger

گرسنگی ولخرج

slavering mouth

دهان ولخرج

slavering lips

لب‌های ولخرج

slavering appetite

اشتهای ولخرج

slavering desire

تمایل ولخرج

slavering excitement

هیجان ولخرج

جملات نمونه

the dog was slavering over the delicious food on the table.

سگ در حال منتظر ماندن برای غذاهای خوشمزه روی میز بود.

he was slavering with excitement at the thought of the concert.

او با هیجان و اشتیاق به فکر کنسرت بود.

the children were slavering at the sight of the ice cream truck.

بچه‌ها با دیدن وانت بستنی، با ولع منتظر شدند.

she watched the cooking show, slavering at each delicious dish.

او برنامه آشپزی را تماشا کرد و با ولع به هر غذای خوشمزه نگاه کرد.

the wolf was slavering in anticipation of its next meal.

گرگ با اشتیاق به انتظار وعده غذایی بعدی خود بود.

he couldn't help slavering when he saw the chocolate cake.

وقتی کیک شکلاتی را دید، نتوانست جلوی خود را بگیرد.

the chef was slavering over his new recipe.

آشپز با ولع دستور غذای جدید خود را بررسی کرد.

the cat was slavering as it watched the fish in the tank.

گربه در حالی که ماهی‌ها را در آکواریوم تماشا می‌کرد، با ولع منتظر بود.

he was slavering at the thought of the upcoming feast.

او با فکر به جشن قریب‌الوقوع، با ولع منتظر بود.

the audience was slavering for more after the thrilling performance.

مخاطبان پس از اجراهای هیجان‌انگیز، برای بیشتر خواستار بودند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید