lustful

[ایالات متحده]/'lʌstfl/
[بریتانیا]/ˈlʌstfəl/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. پر از تمایل یا اشتیاق شدید؛ مشخصه یک تمایل جنسی قوی

جملات نمونه

to give in to lustful temptations

تسلیم شدن به وسوسه‌های شهوت‌انگیز

نمونه‌های واقعی

I'm not that hateful, beastly, lustful woman.

من آنقدر نفرت انگیز، حیوان صفت و هوس باز نیستم.

منبع: Veil

So voluptuous, indeed, often grows the lustful prowler, that he refines on female softness.

بسیار شهوت‌انگیز، اغلب مرد هوس‌باز به حدی پیشرفت می‌کند که بر لطافت زنانه تأمل می‌کند.

منبع: Defending Feminism (Part 2)

When women became naturally lustful, perhaps they could have been said to have been a victim of evil.

وقتی زنان به طور طبیعی هوس‌باز شدند، شاید بتوان گفت که قربانی شرارت بوده‌اند.

منبع: World Atlas of Wonders

Neither chaste charity nor lustful gluttony have much to recommend them as a management ethos; but only one is a lawsuit waiting to happen.

نه خیر خواهی باکره و نه حرص و ولع هوس‌باز، ارزش چندانی برای توصیه به عنوان یک اخلاق مدیریتی ندارند؛ تنها یکی از آنها دعوی است که منتظر وقوع است.

منبع: The Economist (Summary)

Musashi seems to point to eros in this case, which is a form of love motivated by lustful desire, also known among Buddhists as 'romantic love'.

به نظر می‌رسد که موساشی در این مورد به اروس اشاره می‌کند، که نوعی عشق است که توسط هوس و شهوت انگیز شده و در بین بودائیان به عنوان 'عشق رمانتیک' نیز شناخته می‌شود.

منبع: The meaning of solitude.

I was deceived and deceived others, in varied lustful projects--sometimes publicly, by the teaching of what men style " the liberal arts" ; sometimes secretly, under the false guise of religion.

من فریب خورده و دیگران را فریب دادم، در طرح‌های هوس‌آمیز مختلف - گاهی اوقات علناً، با آموزش آنچه مردان «هنرهای آزاد» می‌نامند؛ گاهی اوقات به طور مخفیانه، تحت پوشش دروغین مذهب.

منبع: Volume Four: Confessions

An air of enchanting innocence and candour pervaded her whole form; and there was a sort of modesty in her very nakedness which added fresh stings to the desires of the lustful Monk.

فضایی از معصومیت و صراحت مسحورکننده تمام وجود او را فرا گرفته بود؛ و نوعی تواضع در برهنگی او وجود داشت که نیش‌های تازه‌ای به خواسته‌های راهب هوس‌باز می‌بخشید.

منبع: Monk (Part 2)

He stifled her cries with kisses, treated her with the rudeness of an unprincipled Barbarian, proceeded from freedom to freedom, and in the violence of his lustful delirium, wounded and bruised her tender limbs.

او فریادهای او را با بوسه خفه کرد، با بی احترامی یک وحشی غیر اصولی با او رفتار کرد، از آزادی به آزادی پیش رفت و در خشونت جنون هوس‌باز خود، اندام لطیف او را زخمی و کبود کرد.

منبع: Monk (Part 2)

Such were the scenes, on which his thoughts were employed while sleeping: His unsatisfied Desires placed before him the most lustful and provoking Images, and he rioted in joys till then unknown to him.

چنین بود صحنه‌هایی که افکار او در هنگام خواب به آنها مشغول بود: خواسته‌های برآورده نشده‌اش، تصاویر هوس‌آمیز و تحریک‌آمیز را در مقابل او قرار می‌داد و او در شادی‌هایی که تا آن زمان برایش ناشناخته بود، غرق می‌شد.

منبع: Monk (Part 1)

We will at best conclude that we messed up because we were greedy, because we were vain, shallow, intemperate and weak-willed; that we have ruined our lives because we are lustful, harebrained, immature and egocentric.

ما در بهترین حالت نتیجه می‌گیریم که به دلیل حریص بودن، به دلیل خودخواهی، سطحی، بی‌منطق و ضعیف‌المزاج، همه چیز را خراب کردیم؛ این که زندگی خود را خراب کرده‌ایم زیرا هوس‌باز، بی‌فکر، غیربلوغ و خودخواه هستیم.

منبع: Selected English short passages

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید