| جمع | slip-ups |
minor slip-up
اشتباه کوچک
avoid slip-ups
از اشتباهات اجتناب کنید
had a slip-up
اشتباهی مرتکب شدم
slip-up once
یک بار اشتباه کردم
serious slip-up
اشتباه جدی
no slip-ups
هیچ اشتباهی نداشته باش
prevent slip-ups
از بروز اشتباهات جلوگیری کنید
one slip-up
یک اشتباه
making a slip-up
در حال مرتکب شدن اشتباهی هستم
fatal slip-up
اشتباه مرگبار
i had a slight slip-up and forgot to send the email.
من یک اشتباه کوچک داشتم و فراموش کردم ایمیل را ارسال کنم.
don't let a slip-up ruin your chances of getting the job.
نگذارید یک اشتباه فرصت شما را برای گرفتن شغل خراب کند.
he had a major slip-up during the presentation and stumbled over his words.
او یک اشتباه بزرگ در طول ارائه مرتکب شد و در بیان کلمات خود دچار مشکل شد.
she admitted to a slip-up in her calculations.
او به یک اشتباه در محاسبات خود اعتراف کرد.
it was just a slip-up; it happens to everyone sometimes.
فقط یک اشتباه بود؛ گاهی اوقات برای همه اتفاق می افتد.
the politician's slip-up on live television caused a scandal.
اشتباه سیاستمدار در تلویزیون زنده باعث رسوایی شد.
i'm worried about a slip-up during the exam.
من نگران یک اشتباه در طول امتحان هستم.
he made a slip-up and revealed the company's secret.
او اشتباهی مرتکب شد و راز شرکت را فاش کرد.
she tried to cover up her slip-up, but it was too late.
او سعی کرد اشتباه خود را پنهان کند، اما خیلی دیر شده بود.
the team suffered a costly slip-up in the final minutes of the game.
تیم در دقایق پایانی بازی متحمل یک اشتباه پرهزینه شد.
i had a brief slip-up in memory, forgetting her name.
من یک اشتباه کوتاه در حافظه داشتم و اسمش را فراموش کردم.
minor slip-up
اشتباه کوچک
avoid slip-ups
از اشتباهات اجتناب کنید
had a slip-up
اشتباهی مرتکب شدم
slip-up once
یک بار اشتباه کردم
serious slip-up
اشتباه جدی
no slip-ups
هیچ اشتباهی نداشته باش
prevent slip-ups
از بروز اشتباهات جلوگیری کنید
one slip-up
یک اشتباه
making a slip-up
در حال مرتکب شدن اشتباهی هستم
fatal slip-up
اشتباه مرگبار
i had a slight slip-up and forgot to send the email.
من یک اشتباه کوچک داشتم و فراموش کردم ایمیل را ارسال کنم.
don't let a slip-up ruin your chances of getting the job.
نگذارید یک اشتباه فرصت شما را برای گرفتن شغل خراب کند.
he had a major slip-up during the presentation and stumbled over his words.
او یک اشتباه بزرگ در طول ارائه مرتکب شد و در بیان کلمات خود دچار مشکل شد.
she admitted to a slip-up in her calculations.
او به یک اشتباه در محاسبات خود اعتراف کرد.
it was just a slip-up; it happens to everyone sometimes.
فقط یک اشتباه بود؛ گاهی اوقات برای همه اتفاق می افتد.
the politician's slip-up on live television caused a scandal.
اشتباه سیاستمدار در تلویزیون زنده باعث رسوایی شد.
i'm worried about a slip-up during the exam.
من نگران یک اشتباه در طول امتحان هستم.
he made a slip-up and revealed the company's secret.
او اشتباهی مرتکب شد و راز شرکت را فاش کرد.
she tried to cover up her slip-up, but it was too late.
او سعی کرد اشتباه خود را پنهان کند، اما خیلی دیر شده بود.
the team suffered a costly slip-up in the final minutes of the game.
تیم در دقایق پایانی بازی متحمل یک اشتباه پرهزینه شد.
i had a brief slip-up in memory, forgetting her name.
من یک اشتباه کوتاه در حافظه داشتم و اسمش را فراموش کردم.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید