slipshod

[ایالات متحده]/ˈslɪpʃɒd/
[بریتانیا]/ˈslɪpʃɑːd/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. بی‌دقت یا نامرتب در رفتار یا ظاهر؛ پوشیدن کفش‌های راحتی.

عبارات و ترکیب‌ها

slipshod work

کار بی‌دقّت

جملات نمونه

The subject is taught in a slipshod manner.

درس به روشی غیرمسئولانه آموزش داده می‌شود.

I was angry at his slipshod work.

من از کار بی‌دقتی او عصبانی بودم.

A raise? When your work is so slipshod?

افزایش حقوق؟ وقتی کارتان به این شکل بی‌دقتی است؟

Slipshod work will never pass muster.

کار بی‌دقتی هرگز مورد تایید نخواهد بود.

he'd caused many problems with his slipshod management.

او با مدیریت بی‌دقتی خود مشکلات زیادی ایجاد کرده بود.

The gimcrack, slipshod, ecologically disastrous building developments in Northern Cyprus may last just 10 years, all things being well.

توسعه‌ ساختمانی غیراصولی، غیردقیق و به‌شدت زیان‌آور در شمال قبرس ممکن است فقط ۱۰ سال دوام یابد، البته اگر همه چیز خوب پیش برود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید