slobber

[ایالات متحده]/ˈslɒbə/
[بریتانیا]/ˈslɑːbər/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. بزاق؛ احساسات شدید در گفتار؛ آب دهان؛ گفتار نامفهوم
vi. آب دهان ریختن یا بزاق تولید کردن؛ آب دهان ریختن به طور افراطی، اغلب به طور احساسی
vt. با بزاق مرطوب کردن؛ به طور نامشخص صحبت کردن
Word Forms
صفت یا فعل حال استمراریslobbering
زمان گذشتهslobbered
قسمت سوم فعلslobbered
جمعslobbers
شکل سوم شخص مفردslobbers

عبارات و ترکیب‌ها

slobber on

سَرو کردن

slobber over

سَرو کردن روی

slobbering dog

سگ دهان‌آویز

slobbering mess

کلافگی دهان‌آویز

slobbering child

کودک دهان‌آویز

slobber like

مثل سَرو کردن

slobber all

سَرو کردن همه

slobbering lips

لب‌های دهان‌آویز

slobber fest

جشنواره سَرو کردن

slobber bucket

سطل سَرو کردن

جملات نمونه

the dog started to slobber all over the floor.

سگ شروع به لیس زدن همه جا روی زمین کرد.

he couldn't help but slobber when he saw the delicious food.

وقتی غذای خوشمزه را دید، نتوانست جلوی لیس زدن خود را بگیرد.

the baby tends to slobber when teething.

نوزاد در هنگام دندان درآوردن معمولاً زیاد آب دهان دارد.

she wiped the slobber off her dog's mouth.

او آب دهان از دهان سگش پاک کرد.

be careful not to slobber on your shirt while eating.

هنگام خوردن مراقب باشید که روی پیراهن خود آب دهان نریزید.

the child laughed and slobbered all over his ice cream.

بچه خندید و تمام بستنی‌اش را آب دهان کرد.

after the run, he was panting and slobbering.

بعد از دویدن، او با نفس نفس زدن و آب دهان زیاد بود.

the slobber from the excited puppy was everywhere.

آب دهان توله سگ هیجان‌زده همه جا بود.

don't let the dog slobber on your new shoes.

به سگ اجازه ندهید روی کفش‌های جدید شما آب دهان بریزد.

she found it funny how her dog would slobber when begging for food.

برایش خنده‌دار بود که سگش وقتی برای غذا تقاضا می‌کند، آب دهان زیاد می‌کند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید