slotted

[ایالات متحده]/[ˈslɒtɪd]/
[بریتانیا]/[ˈslɒtɪd]/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. دارای پیچ‌ها؛ مجهز به پیچ‌ها.
v. (slotted) به آن پیچ‌ها اضافه کردن؛ در یک پیچ قرار دادن؛ در یک موقعیت یا زمان مشخص قرار دادن.

عبارات و ترکیب‌ها

slotted in

در جایگاه قرار گرفته

slotted time

زمان جایگاه

slotted hours

ساعات جایگاه

slotted space

فضای جایگاه

slotted area

منطقه جایگاه

slotted position

موقعیت جایگاه

already slotted

قبلا جایگاه داده شده

get slotted

جایگاه داده شود

slotted for

برای جایگاه

slotted machine

ماشین جایگاه

جملات نمونه

the car has slotted wheels for easy replacement.

این ماشین چرخ‌های جایگزینی دارد که جایگزینی آسان است.

we slotted the new employee into the marketing team.

ما کارکنان جدید را در تیم بازاریابی جای دادیم.

the design slotted perfectly with our existing branding.

طراحی با برندهای موجود ما به طور کامل جای می‌گیرد.

the software slotted seamlessly into our workflow.

نرم‌افزار به طور کاملاً بدون نقص در فرایند کار ما جای می‌گیرد.

the key slotted into the lock with a satisfying click.

کلید با یک کلیک راضی‌کننده در قفل جای می‌گیرد.

the report slotted in nicely with the overall strategy.

گزارش به طور مناسب در استراتژی کلی جای می‌گیرد.

the new feature slotted into the existing system.

ویژگی جدید در سیستم موجود جای می‌گیرد.

the data slotted neatly into the spreadsheet.

داده‌ها به طور مرتب در جدول پراکنده می‌شوند.

the proposal slotted well with the client's needs.

پیشنهاد به خوبی با نیازهای مشتری جای می‌گیرد.

the new employee slotted in quickly and efficiently.

کارکنان جدید به سرعت و به طور کارآمد جای می‌گیرند.

the shelf has slotted sides for adjustable storage.

این قفسه دو طرف جایگزین برای ذخیره‌سازی قابل تنظیم دارد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید