sluggardly

[ایالات متحده]/ˈslʌɡədli/
[بریتانیا]/ˈslʌɡərdli/

ترجمه

adj. تنبل و غیرفعال

عبارات و ترکیب‌ها

sluggardly behavior

رفتار تنبلانه

sluggardly pace

گام‌های تنبلانه

sluggardly attitude

نگاه تنبلانه

sluggardly movement

حرکت تنبلانه

sluggardly response

پاسخ تنبلانه

sluggardly lifestyle

سبک زندگی تنبلانه

sluggardly work

کار تنبلانه

sluggardly progress

پیشرفت تنبلانه

sluggardly student

دانشجوی تنبل

sluggardly routine

برنامه تنبلانه

جملات نمونه

the sluggardly approach to work led to missed deadlines.

رویکرد تنبلانه به کار منجر به از دست دادن مهلت‌ها شد.

his sluggardly habits made it difficult to keep up with the team.

عادت‌های تنبلانه‌اش باعث می‌شد با تیم همراه نباشد.

she often felt frustrated by his sluggardly attitude towards life.

او اغلب از نگرش تنبلانه‌اش نسبت به زندگی ناامید می‌شد.

the sluggardly student rarely participated in class discussions.

دانشجوی تنبل به ندرت در بحث‌های کلاس شرکت می‌کرد.

in a sluggardly manner, he postponed all his responsibilities.

به روشی تنبلانه، او تمام مسئولیت‌های خود را به تعویق انداخت.

the sluggardly pace of the project frustrated the manager.

سرعت تنبلانه پروژه مدیر را ناامید کرد.

her sluggardly responses made it hard to communicate effectively.

پاسخ‌های تنبلانه‌اش ارتباط موثر را دشوار می‌کرد.

they decided to address the sluggardly performance of the team.

آنها تصمیم گرفتند عملکرد ضعیف تیم را مورد توجه قرار دهند.

the sluggardly nature of the service left customers unhappy.

طبیعت تنبلانه خدمات باعث نارضایتی مشتریان شد.

despite his sluggardly demeanor, he was quite talented.

با وجود رفتاری تنبلانه‌اش، او بسیار با استعداد بود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید