remove smudges
حذف لکهها
clean smudges
پاک کردن لکهها
smudges appear
لکهها ظاهر میشوند
fix smudges
رفع لکهها
smudges on paper
لکههای روی کاغذ
smudges on glass
لکههای روی شیشه
smudges on canvas
لکههای روی بوم نقاشی
avoid smudges
اجتناب از لکهها
smudges everywhere
لکهها همه جا
smudges from ink
لکههای جوهر
there are smudges on the window that need to be cleaned.
لکههایی روی شیشه وجود دارد که نیاز به تمیز کردن دارد.
the artist used charcoal, which left smudges on the paper.
هنرمند از زغال استفاده کرد که باعث ایجاد لکههایی روی کاغذ شد.
she noticed smudges of ink on her fingers after writing.
او متوجه لکههای جوهر روی انگشتانش بعد از نوشتن شد.
the child left smudges of chocolate all over the table.
کودک لکههای شکلات را همه جا روی میز گذاشت.
he tried to wipe away the smudges on his glasses.
او سعی کرد لکهها را از روی عینک خود پاک کند.
the photographer had to edit out the smudges in the photo.
عکاس مجبور شد لکهها را از عکس حذف کند.
there were smudges of dirt on her new shoes.
لکههای خاک روی کفشهای جدیدش وجود داشت.
he noticed smudges on the wall where the paint had dripped.
او متوجه لکههایی روی دیوار شد که جایی که رنگ چکه کرده بود.
she carefully cleaned the smudges off the painting.
او با دقت لکهها را از روی نقاشی پاک کرد.
smudges of lipstick were left on the coffee cup.
لکههای رژ لب روی فنجان قهوه باقی ماند.
remove smudges
حذف لکهها
clean smudges
پاک کردن لکهها
smudges appear
لکهها ظاهر میشوند
fix smudges
رفع لکهها
smudges on paper
لکههای روی کاغذ
smudges on glass
لکههای روی شیشه
smudges on canvas
لکههای روی بوم نقاشی
avoid smudges
اجتناب از لکهها
smudges everywhere
لکهها همه جا
smudges from ink
لکههای جوهر
there are smudges on the window that need to be cleaned.
لکههایی روی شیشه وجود دارد که نیاز به تمیز کردن دارد.
the artist used charcoal, which left smudges on the paper.
هنرمند از زغال استفاده کرد که باعث ایجاد لکههایی روی کاغذ شد.
she noticed smudges of ink on her fingers after writing.
او متوجه لکههای جوهر روی انگشتانش بعد از نوشتن شد.
the child left smudges of chocolate all over the table.
کودک لکههای شکلات را همه جا روی میز گذاشت.
he tried to wipe away the smudges on his glasses.
او سعی کرد لکهها را از روی عینک خود پاک کند.
the photographer had to edit out the smudges in the photo.
عکاس مجبور شد لکهها را از عکس حذف کند.
there were smudges of dirt on her new shoes.
لکههای خاک روی کفشهای جدیدش وجود داشت.
he noticed smudges on the wall where the paint had dripped.
او متوجه لکههایی روی دیوار شد که جایی که رنگ چکه کرده بود.
she carefully cleaned the smudges off the painting.
او با دقت لکهها را از روی نقاشی پاک کرد.
smudges of lipstick were left on the coffee cup.
لکههای رژ لب روی فنجان قهوه باقی ماند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید