blemishes

[ایالات متحده]/ˈblɛmɪʃɪz/
[بریتانیا]/ˈblɛmɪʃiz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. نقص‌های پوستی یا علامت‌ها، مانند جوش‌ها، زخم‌ها، یا لکه‌ها؛ عیوب یا نقص‌ها در چیزی

عبارات و ترکیب‌ها

have blemishes

دارند لکه

skin blemishes

لکه‌های پوستی

cover up blemishes

پوشش لکه‌ها

remove blemishes

حذف لکه‌ها

a few blemishes

چند لکه

minor blemishes

لکه‌های جزئی

unblemished record

سابقه بدون لکه

clear of blemishes

عاری از لکه‌ها

blemishes on reputation

لکه‌هایی بر روی شهرت

جملات نمونه

her skin has a few blemishes that she wants to cover up.

پوست او لکه‌هایی دارد که می‌خواهد آنها را بپوشاند.

the artist was careful to remove any blemishes from the painting.

هنرمند با دقت هرگونه لکه را از روی نقاشی پاک کرد.

he was embarrassed by the blemishes on his report card.

او از لکه‌های موجود در کارنامه‌اش خجالت می‌کشید.

they inspected the car for any blemishes before buying it.

آنها قبل از خرید ماشین، آن را برای هرگونه لکه بررسی کردند.

she uses a special cream to reduce the appearance of blemishes.

او از یک کرم خاص برای کاهش ظاهر لکه‌ها استفاده می‌کند.

despite its blemishes, the antique vase is still beautiful.

با وجود لکه‌هایش، گلدان عتیقه هنوز هم زیباست.

he focused on the positive and tried to overlook the blemishes.

او بر جنبه‌های مثبت تمرکز کرد و سعی کرد از لکه‌ها چشم پوشی کند.

the review highlighted the blemishes in the company's performance.

بررسی نقاط ضعف و کاستی‌های عملکرد شرکت را برجسته کرد.

she was proud of her work, despite its minor blemishes.

او با وجود لکه‌های جزئی، از کارش به خود می‌بالید.

it's important to address any blemishes in the project before submission.

قبل از ارسال پروژه، مهم است که هرگونه لکه یا نقص را برطرف کنید.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید