smuggle

[ایالات متحده]/ˈsmʌɡl/
[بریتانیا]/ˈsmʌɡl/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

vi. به طور مخفی یا غیرقانونی (کسی یا چیزی را) حمل و نقل کردن
Word Forms
شکل سوم شخص مفردsmuggles
زمان گذشتهsmuggled
صفت یا فعل حال استمراریsmuggling
قسمت سوم فعلsmuggled
جمعsmuggles

عبارات و ترکیب‌ها

smuggle goods

قاچاق کالا

smuggle drugs

قاچاق مواد مخدر

smuggle weapons

قاچاق سلاح

جملات نمونه

he smuggled out a message.

او یک پیام را به طور غیرقانونی خارج کرد.

Heroin has been smuggled out by sea.

هروئین از طریق دریا قاچاق شده است.

Friends managed to smuggle him secretly out of the country.

دوستان موفق شدند او را به طور مخفیانه از کشور خارج کنند.

the skipper played the innocent, but smuggled goods were found on his vessel.

ناخدا وانمود کرد که بی‌گناه است، اما کالای قاچاق در کشتی او پیدا شد.

A rescue mission was launched amid lurid stories of armed hijackers, alleged boardings, ransom notes and claims that the Russian mafia were forcing the crew to smuggle drugs or guns.

یک مأموریت نجات در میان داستان های وحشتناک در مورد آدم‌ربایان مسلح، ادعای سوار شدن، یادداشت های باج و ادعایی مبنی بر اینکه مافیای روسی خدمه را مجبور به قاچاق مواد مخدر یا اسلحه می کردند، آغاز شد.

They attempted to smuggle drugs across the border.

آنها سعی کردند به طور غیرقانونی مواد مخدر را از مرز عبور دهند.

The criminal gang was caught trying to smuggle weapons into the country.

گنگسترها در حالی که سعی می کردند به طور غیرقانونی سلاح ها را وارد کشور کنند دستگیر شدند.

He was arrested for attempting to smuggle rare artifacts out of the museum.

او به اتهام تلاش برای قاچاق آثار باستانی کمیاب از موزه دستگیر شد.

The smugglers used a hidden compartment in the truck to smuggle illegal immigrants into the country.

قاچاقچیان از یک محفظه مخفی در کامیون برای قاچاق غیرقانونی مهاجران به کشور استفاده کردند.

The customs officers are always on the lookout for attempts to smuggle contraband.

ماموران گمرک همیشه در جستجوی تلاش برای قاچاق کالاهای غیرقانونی هستند.

She managed to smuggle a small knife past security and into the concert.

او موفق شد یک چاقوی کوچک را از امنیت عبور دهد و وارد کنسرت کند.

The prisoner tried to smuggle a message to his accomplices using secret codes.

زندانی سعی کرد با استفاده از رمزهای مخفی پیامی را برای همدستان خود قاچاق کند.

The organization was involved in a scheme to smuggle endangered species out of the country.

آن سازمان در طرحی برای قاچاق غیرقانونی گونه های در معرض خطر از کشور دخیل بود.

The authorities have increased security measures to prevent attempts to smuggle illegal goods.

مقامات برای جلوگیری از تلاش برای قاچاق کالاهای غیرقانونی، اقدامات امنیتی را افزایش داده اند.

She was caught trying to smuggle a phone into the prison for her boyfriend.

او در حالی که سعی می کرد یک تلفن را برای دوست پسرش به زندان قاچاق کند دستگیر شد.

نمونه‌های واقعی

Strictly speaking, this is now smuggling.

در واقع، این دیگر قاچاق است.

منبع: Bloomberg Businessweek

Customs officials uncovered a plot to smuggle weapons into the country.

مقامات گمرکی طرحی را برای قاچاق سلاح به کشور کشف کردند.

منبع: Four-level vocabulary frequency weekly plan

" What does it matter if we're smuggling Dark stuff OUT? "

چه اهمیتی دارد اگر داریم مواد تیره را خارج از کشور قاچاق می کنیم؟

منبع: Harry Potter and the Half-Blood Prince

Suspected migrant smugglers are about to make a drop.

قاچاقچیان مهاجر مشکوک در حال انجام یک تخلیه هستند.

منبع: CNN 10 Student English of the Month

Valdez said people have been smuggling Cuban cigars into the United States for years.

والدز گفت که مردم سال‌هاست در حال قاچاق سیگار کوبایی به ایالات متحده هستند.

منبع: VOA Standard December 2014 Collection

Timber is smuggled out of Cambodia in boats and trucks.

چوب از کامبوج با کشتی و کامیون قاچاق می شود.

منبع: The Economist - International

Militants, drugs, money, and supplies can easily be smuggled into Afghanistan by way of Pakistan.

افراد مسلح، مواد مخدر، پول و لوازم می‌توانند به راحتی از طریق پاکستان به افغانستان قاچاق شوند.

منبع: Realm of Legends

He was going to admit that he had smuggled me from Azkaban.

قرار بود اعتراف کند که مرا از آزکابان قاچاق کرده است.

منبع: Harry Potter and the Goblet of Fire

All right, I've smuggled myself in as a spectator.

باشد، خودم را به عنوان تماشاچی قاچاق کردم.

منبع: Yale University Open Course: Death (Audio Version)

Seems the suspected smuggler on a jet ski turned back.

به نظر می رسد قاچاقچی مشکوک در جت اسکی برگشته است.

منبع: CNN 10 Student English of the Month

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید