snarky

[ایالات متحده]/ˈsnɑː.ki/
[بریتانیا]/ˈsnɑr.ki/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. تحریک‌پذیر یا کنایه‌آمیز; به‌طور غیرمنتظره تند

عبارات و ترکیب‌ها

snarky comment

حرف طعنه‌آمیز

snarky remark

اظهار نظر طعنه‌آمیز

snarky attitude

حالت طعنه‌آمیز

snarky response

پاسخ طعنه‌آمیز

snarky tone

لحن طعنه‌آمیز

snarky joke

جک طعنه‌آمیز

snarky banter

گفتگوی طعنه‌آمیز

snarky feedback

بازخورد طعنه‌آمیز

snarky criticism

انتقاد طعنه‌آمیز

snarky observation

مشاهده طعنه‌آمیز

جملات نمونه

her snarky comments always lighten the mood.

اظهارات طعنه‌آمیز او همیشه حال و هوا را تلطیف می‌کند.

he has a snarky sense of humor that some find charming.

او یک حس شوخ‌طبعی طعنه‌آمیز دارد که برخی آن را جذاب می‌دانند.

don't be snarky; just give me your honest opinion.

طعنه آمیز نباشید؛ فقط نظر صادقانه خود را به من بگویید.

her snarky remarks often get her into trouble.

اغلب اظهارات طعنه‌آمیز او باعث ایجاد مشکل برای او می‌شود.

the article had a snarky tone that made it entertaining.

لحن طعنه‌آمیز مقاله آن را سرگرم‌کننده می‌کرد.

he replied with a snarky comment that surprised everyone.

او با یک اظهار نظر طعنه‌آمیز پاسخ داد که همه را شگفت‌زده کرد.

she enjoys writing snarky reviews of movies.

او از نوشتن بررسی‌های طعنه‌آمیز فیلم‌ها لذت می‌برد.

his snarky attitude can be off-putting at times.

حرف‌های طعنه‌آمیز او گاهی اوقات آزاردهنده است.

they exchanged snarky banter during the meeting.

آنها در طول جلسه با یکدیگر شوخی‌های طعنه‌آمیز رد و بدل کردند.

her snarky response was unexpected but hilarious.

پاسخ طعنه‌آمیز او غیرمنتظره اما خنده‌دار بود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید