snooty

[ایالات متحده]/'snuːtɪ/
[بریتانیا]/'snuti/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. متکبر، مغرور، نگریستن به دیگران با تحقیر

جملات نمونه

She always acts snooty around people she considers beneath her.

او همیشه با افرادی که خود را پست‌تر می‌داند، با رفتاری مغرورانه رفتار می‌کند.

The snooty waiter looked down on us because we were not dressed formally.

آن گارسون مغرور ما را تحقیر می‌کرد چون ما به طور رسمی لباس نپوشیده بودیم.

His snooty attitude made it difficult for others to approach him.

حرف و عمل مغرورانه او باعث می‌شد که برای دیگران نزدیک شدن به او دشوار باشد.

The snooty art critic dismissed the new exhibit as amateurish.

منتقد هنری مغرور نمایشگاه جدید را آماتوری ارزیابی کرد.

She gave me a snooty look when I asked for directions.

وقتی از او درخواست راهنمایی کردم، با نگاهی مغرورانه به من نگاه کرد.

The snooty cat refused to eat anything but gourmet pet food.

گربه مغرور از خوردن هر چیزی به جز غذای حیوانات خانگی گران‌قیمت امتناع کرد.

His snooty behavior alienated him from his colleagues.

رفتار مغرورانه او باعث بیگانگی او از همکارانش شد.

The snooty salesperson made me feel unwelcome in the store.

فروشنده مغرور باعث شد در مغازه احساس ناخوشایندی کنم.

She adopted a snooty tone when speaking to the customer service representative.

او هنگام صحبت با نماینده خدمات مشتری لحنی مغرورانه به خود گرفت.

Despite her snooty demeanor, she was actually quite friendly once you got to know her.

با وجود رفتاری مغرورانه او، در واقعیت وقتی او را می‌شناختید، بسیار دوستانه بود.

نمونه‌های واقعی

My daughter is gonna so snooty.

دخترم خیلی متظاهر و مغرور خواهد شد.

منبع: Desperate Housewives (Audio Version) Season 5

It's a very soft, maybe a little snooty kind of an accent.

یک لهجه بسیار ملایم، شاید کمی متظاهرانه است.

منبع: Learning charging station

I always thought Julliard was like super snooty.

من همیشه فکر می‌کردم جولیاورد بسیار متظاهرانه است.

منبع: Connection Magazine

French people are so snooty. I love it.

مردم فرانسه خیلی متظاهر هستند. من دوست دارم.

منبع: Modern Family - Season 10

Good. Did those, uh, snooty clients like yo pitch?

خوب. آیا آن مشتریان متظاهر از ارائه شما خوششان آمد؟

منبع: Desperate Housewives (Audio Version) Season 2

Well, l don't need her to be all smug and snooty.

خب، نیازی نیست که او مغرور و متظاهر باشد.

منبع: Mulan 2

People think haute cuisine is snooty. So chef must also be snooty.

مردم فکر می‌کنند که آشپزی خوب یک اصطلاح متظاهرانه است. بنابراین سرآشپز هم باید متظاهر باشد.

منبع: American TV series and movie collection

A fancy restaurant might also have snooty waiters.

یک رستوران مجلل ممکن است گارسون‌های متظاهر نیز داشته باشد.

منبع: 2010 ESLPod

It's like a really snooty Doublemint commercial.

این مثل یک تبلیغ Doublemint بسیار متظاهرانه است.

منبع: Gilmore Girls Season 1

I'm not crazy about these snooty places.

من به این مکان‌های متظاهر علاقه ای ندارم.

منبع: Norwegian Wood

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید