snowslip

[ایالات متحده]/ˈsnəʊslɪp/
[بریتانیا]/ˈsnoʊslɪp/

ترجمه

n. توده‌ای از برف که از یک شیب سر می‌خورد یا لغزیده می‌شود

عبارات و ترکیب‌ها

snowslip warning

هشدار ریزش برف

snowslip risk

احتمال ریزش برف

snowslip area

منطقه ریزش برف

snowslip condition

شرایط ریزش برف

snowslip alert

هشدار ریزش برف

snowslip hazard

خطر ریزش برف

snowslip prevention

جلوگیری از ریزش برف

snowslip control

کنترل ریزش برف

snowslip safety

ایمنی در برابر ریزش برف

snowslip report

گزارش ریزش برف

جملات نمونه

after the heavy snowfall, a snowslip occurred on the mountain.

پس از بارش برف سنگین، رانش بهمن در کوه رخ داد.

the warning for a snowslip was issued to all hikers.

هشدار در مورد رانش بهمن به تمام کوهنوردان داده شد.

we had to change our route due to a snowslip blocking the path.

به دلیل مسدود شدن مسیر توسط رانش بهمن، مجبور به تغییر مسیر شدیم.

local authorities are monitoring the area for potential snowslips.

مقامات محلی منطقه را برای بررسی رانش احتمالی بهمن زیر نظر دارند.

he was caught in a snowslip while skiing in the backcountry.

او در حین اسکی در مناطق بکر، درگیر رانش بهمن شد.

the risk of a snowslip increases with rapid temperature changes.

احتمال رانش بهمن با تغییرات سریع دما افزایش می‌یابد.

emergency services were dispatched after a snowslip was reported.

پس از گزارش رانش بهمن، خدمات اورژانس اعزام شدند.

understanding the signs of a snowslip can save lives.

درک علائم رانش بهمن می‌تواند جان انسان‌ها را نجات دهد.

they were trained to respond quickly to a snowslip emergency.

آنها برای پاسخ سریع به شرایط اضطراری رانش بهمن آموزش دیده بودند.

the avalanche control team worked to prevent snowslips in the area.

تیم کنترل بهمن برای جلوگیری از رانش بهمن در منطقه تلاش کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید