socialites

[ایالات متحده]/ˈsəʊʃəlaɪts/
[بریتانیا]/ˈsoʊʃəlaɪts/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. افرادی که در جامعه مد روز شناخته شده‌اند

عبارات و ترکیب‌ها

socialites party

جشن شبکه‌گران اجتماعی

famous socialites

شبکه‌گران اجتماعی مشهور

socialites gathering

همایش شبکه‌گران اجتماعی

wealthy socialites

شبکه‌گران اجتماعی ثروتمند

elite socialites

شبکه‌گران اجتماعی نخبه

fashionable socialites

شبکه‌گران اجتماعی مد روز

local socialites

شبکه‌گران اجتماعی محلی

socialites scene

صحنه شبکه‌گران اجتماعی

socialites lifestyle

سبک زندگی شبکه‌گران اجتماعی

notable socialites

شبکه‌گران اجتماعی قابل توجه

جملات نمونه

socialites often attend glamorous parties.

اشراف‌زادگان اغلب در مهمانی‌های مجلل شرکت می‌کنند.

many socialites are involved in charity work.

بسیاری از اشراف‌زادگان در فعالیت‌های خیریه مشارکت دارند.

socialites enjoy networking with influential people.

اشراف‌زادگان از شبکه‌سازی با افراد влияутلی لذت می‌برند.

the lives of socialites are often featured in tabloids.

زندگی اشراف‌زادگان اغلب در نشریات زرد به تصویر کشیده می‌شود.

socialites frequently travel to exclusive destinations.

اشراف‌زادگان اغلب به مقاصد انحصاری سفر می‌کنند.

many socialites have a flair for fashion.

بسیاری از اشراف‌زادگان ذوق خاصی در مد دارند.

socialites often host lavish events.

اشراف‌زادگان اغلب رویدادهای مجلل برگزار می‌کنند.

being a socialite requires maintaining a public image.

اشراف‌زادگی نیاز به حفظ چهره عمومی دارد.

socialites are known for their extravagant lifestyles.

اشراف‌زادگان به دلیل سبک زندگی پر زرق و برق مشهور هستند.

some socialites use their influence for political causes.

برخی از اشراف‌زادگان از نفوذ خود برای اهداف политик استفاده می‌کنند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید