sojourns

[ایالات متحده]/ˈsəʊdʒɜːnz/
[بریتانیا]/ˈsoʊdʒɜrnz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. اقامت‌های موقت

عبارات و ترکیب‌ها

brief sojourns

سفر‌های کوتاه

summer sojourns

سفر‌های تابستانی

frequent sojourns

سفر‌های مکرر

cultural sojourns

سفر‌های فرهنگی

temporary sojourns

سفر‌های موقت

overseas sojourns

سفر‌های خارجی

long sojourns

سفر‌های طولانی

spiritual sojourns

سفر‌های معنوی

winter sojourns

سفر‌های زمستانی

short sojourns

سفر‌های کوتاه

جملات نمونه

during his sojourns in paris, he learned to appreciate art.

در طول اقامت‌هایش در پاریس، یاد گرفت هنر را ارج بگذارد.

her sojourns in different countries enriched her worldview.

اقامت‌های او در کشورهای مختلف، جهان‌بینی او را غنی کرد.

he often reflects on his sojourns in the mountains.

او اغلب به اقامت‌هایش در کوه‌ها فکر می‌کند.

they planned their sojourns around the festival dates.

آنها برنامه‌ریزی سفرها و اقامت‌های خود را بر اساس تاریخ برگزاری جشنواره‌ها انجام می‌دادند.

her sojourns in nature helped her find peace.

اقامت‌های او در طبیعت به او کمک کرد تا آرامش خود را پیدا کند.

his sojourns in various cultures inspired his writing.

اقامت‌های او در فرهنگ‌های مختلف، الهام‌بخش نویسندگی او شد.

they enjoyed their sojourns by the seaside every summer.

آنها هر تابستان از اقامت‌هایشان در کنار دریا لذت می‌بردند.

her sojourns in foreign lands taught her new languages.

اقامت‌های او در سرزمین‌های بیگانه به او زبان‌های جدیدی آموخت.

he documented his sojourns in a travel journal.

او اقامت‌هایش را در یک دفترچه سفر مستند کرد.

they cherished their sojourns with family during the holidays.

آنها تعطیلات را با خانواده‌شان در کنار خانواده‌شان بسیار دوست داشتند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید