brief sojourns
سفرهای کوتاه
summer sojourns
سفرهای تابستانی
frequent sojourns
سفرهای مکرر
cultural sojourns
سفرهای فرهنگی
temporary sojourns
سفرهای موقت
overseas sojourns
سفرهای خارجی
long sojourns
سفرهای طولانی
spiritual sojourns
سفرهای معنوی
winter sojourns
سفرهای زمستانی
short sojourns
سفرهای کوتاه
during his sojourns in paris, he learned to appreciate art.
در طول اقامتهایش در پاریس، یاد گرفت هنر را ارج بگذارد.
her sojourns in different countries enriched her worldview.
اقامتهای او در کشورهای مختلف، جهانبینی او را غنی کرد.
he often reflects on his sojourns in the mountains.
او اغلب به اقامتهایش در کوهها فکر میکند.
they planned their sojourns around the festival dates.
آنها برنامهریزی سفرها و اقامتهای خود را بر اساس تاریخ برگزاری جشنوارهها انجام میدادند.
her sojourns in nature helped her find peace.
اقامتهای او در طبیعت به او کمک کرد تا آرامش خود را پیدا کند.
his sojourns in various cultures inspired his writing.
اقامتهای او در فرهنگهای مختلف، الهامبخش نویسندگی او شد.
they enjoyed their sojourns by the seaside every summer.
آنها هر تابستان از اقامتهایشان در کنار دریا لذت میبردند.
her sojourns in foreign lands taught her new languages.
اقامتهای او در سرزمینهای بیگانه به او زبانهای جدیدی آموخت.
he documented his sojourns in a travel journal.
او اقامتهایش را در یک دفترچه سفر مستند کرد.
they cherished their sojourns with family during the holidays.
آنها تعطیلات را با خانوادهشان در کنار خانوادهشان بسیار دوست داشتند.
brief sojourns
سفرهای کوتاه
summer sojourns
سفرهای تابستانی
frequent sojourns
سفرهای مکرر
cultural sojourns
سفرهای فرهنگی
temporary sojourns
سفرهای موقت
overseas sojourns
سفرهای خارجی
long sojourns
سفرهای طولانی
spiritual sojourns
سفرهای معنوی
winter sojourns
سفرهای زمستانی
short sojourns
سفرهای کوتاه
during his sojourns in paris, he learned to appreciate art.
در طول اقامتهایش در پاریس، یاد گرفت هنر را ارج بگذارد.
her sojourns in different countries enriched her worldview.
اقامتهای او در کشورهای مختلف، جهانبینی او را غنی کرد.
he often reflects on his sojourns in the mountains.
او اغلب به اقامتهایش در کوهها فکر میکند.
they planned their sojourns around the festival dates.
آنها برنامهریزی سفرها و اقامتهای خود را بر اساس تاریخ برگزاری جشنوارهها انجام میدادند.
her sojourns in nature helped her find peace.
اقامتهای او در طبیعت به او کمک کرد تا آرامش خود را پیدا کند.
his sojourns in various cultures inspired his writing.
اقامتهای او در فرهنگهای مختلف، الهامبخش نویسندگی او شد.
they enjoyed their sojourns by the seaside every summer.
آنها هر تابستان از اقامتهایشان در کنار دریا لذت میبردند.
her sojourns in foreign lands taught her new languages.
اقامتهای او در سرزمینهای بیگانه به او زبانهای جدیدی آموخت.
he documented his sojourns in a travel journal.
او اقامتهایش را در یک دفترچه سفر مستند کرد.
they cherished their sojourns with family during the holidays.
آنها تعطیلات را با خانوادهشان در کنار خانوادهشان بسیار دوست داشتند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید