soliloquy

[ایالات متحده]/səˈlɪləkwi/
[بریتانیا]/səˈlɪləkwi/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. تک گویی، به ویژه زمانی که یک شخصیت افکار و احساسات درونی خود را هنگام صحبت کردن به تنهایی بر روی صحنه فاش می‌کند.
Word Forms

جملات نمونه

a literary composition in the form of a soliloquy

یک اثر ادبی به شکل مونولوگ

the brief soliloquy following Clarence's exit.

مونولوگ کوتاه بعد از خروج کلارنس

Shakespeare's major soliloquies are not reducible to categories.

تک‌نوازی‌های مهم شکسپیر را نمی‌توان به دسته‌هایی کاهش داد.

Her niece, an extremely voluble young woman,engages in soliloquies, not conversations.

دخترزاده او، یک زن جوان بسیار پرحرف، در مونولوگ‌ها شرکت می‌کند، نه گفتگوها.

perform a soliloquy on stage

اجرای یک مونولوگ روی صحنه

deliver a powerful soliloquy in the play

اجرای یک مونولوگ قدرتمند در نمایش

practice a soliloquy for the audition

تمرین یک مونولوگ برای تست بازیگری

write a moving soliloquy for the character

نوشتن یک مونولوگ تاثیرگذار برای شخصیت

memorize a lengthy soliloquy for the performance

به خاطر سپردن یک مونولوگ طولانی برای اجرا

deliver a Shakespearean soliloquy with emotion

اجرای یک مونولوگ شکسپیری با احساسات

analyze the meaning behind a character's soliloquy

تحلیل معنای پشت مونولوگ یک شخصیت

rehearse a soliloquy to perfection

تمرین یک مونولوگ برای رسیدن به کمال

include a soliloquy in the script

گنجاندن یک مونولوگ در فیلمنامه

capture the essence of a character through their soliloquy

به تصویر کشیدن جوهر یک شخصیت از طریق مونولوگ آنها

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید