somebody

[ایالات متحده]/'sʌmbədɪ/
[بریتانیا]/'sʌmbədi/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. شخص مهم; pron. کسی
Word Forms

عبارات و ترکیب‌ها

somebody else

کسی دیگری

or somebody

یا کسی

somebody up there

کسی آن بالا

جملات نمونه

Somebody set the warehouse aflame.

کسی انباری را به آتش کشید.

somebody had given the place a thorough airing.

کسی به طور کامل آن مکان را تهویه کرده بود.

a penalty was given and somebody chirped.

یک پنالتی داده شد و کسی جیک جیک کرد.

it's an injury that could disable somebody for life.

این یک جراحتی است که ممکن است باعث ناتوانی کسی برای زندگی شود.

somebody who can live in a romantic dreamworld.

کسی که بتواند در یک دنیای رویایی عاشقانه زندگی کند.

somebody put him up for the night.

کسی او را برای یک شب مهمان کرد.

Prentice had a word in somebody's shell-like.

پrentice کلمه‌ای در گوش شنیداری کسی داشت.

somebody in the bar would stand him a coffee.

کسی در بار برایش قهوه می‌خرید.

There is somebody who wants to speak to you.

کسی وجود دارد که می‌خواهد با شما صحبت کند.

Somebody is -ling the door handle.

کسی دستگیره در را دستکاری می‌کند.

Will somebody play around you crankily?

آیا کسی به طور عصبی در اطراف شما بازی خواهد کرد؟

Hello! Somebody's left their hat behind.

سلام! کسی کلاهش را جا گذاشته است.

We could give the job to somebody junior.

ما می‌توانیم این کار را به کسی که رتبه پایین‌تری دارد بدهیم.

That must be somebody from the Ministry of Education.

باید کسی از وزارت آموزش و پرورش باشد.

accept life's gall without blaming somebody else.

حسرت زندگی را بدون سرزنش دیگران بپذیرید.

what's wrong is to jack somebody's lyrics and not acknowledge the fact.

اشتباه این است که اشعار کسی را بدزدید و این واقعیت را نادیده بگیرید.

somebody tried to murder Joe.

کسی سعی کرد جو را به قتل برساند.

نمونه‌های واقعی

You meet somebody and your heart explodes.

شما با کسی ملاقات می کنید و قلب شما منفجر می شود.

منبع: TED Talks (Video Edition) December 2020 Collection

'Please, is somebody there? Somebody help me.'

'لطفا، کسی اینجا هست؟ کسی به من کمک کند.'

منبع: Sherlock Original Soundtrack (Season 1)

So he brings in somebody to do something.

بنابراین او کسی را برای انجام کاری استخدام می کند.

منبع: TOEFL Reading Preparation Guide

He must've pissed off somebody in the house.

او حتماً کسی را در خانه عصبانی کرده است.

منبع: American Horror Story Season 1

Firing somebody is hard under any circumstances.

اخراج کسی در هر شرایطی دشوار است.

منبع: The Economist (Summary)

For somebody who abuses animals, they are stopping somebody else from changing their lives.

برای کسی که حیوانات را مورد سوء استفاده قرار می دهد، آنها مانع از تغییر زندگی شخص دیگری می شوند.

منبع: VOA Standard October 2015 Collection

I mean, it's like somebody just like frozen in place.

منظورم این است که مثل این که کسی فقط مثل این است که در جا خشکیده است.

منبع: CNN 10 Student English Compilation October 2022

Haha… OK. So to count somebody out, to count somebody in.

هاها... باشه. پس برای حذف کسی، برای وارد کردن کسی.

منبع: Coach Shane helps you practice listening.

An act or gesture of kindness can change somebody's life.

یک عمل یا حرکت مهربانی می تواند زندگی کسی را تغییر دهد.

منبع: CNN 10 Student English of the Month

We need somebody accountable for this process.

ما به کسی نیاز داریم که مسئول این فرآیند باشد.

منبع: TED Talks (Audio Version) August 2015 Collection

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید