somnambulist

[ایالات متحده]/ˈsɒmnæmbjʊlɪst/
[بریتانیا]/ˈsɑmnæmbjəlɪst/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. فردی که در خواب راه می‌رود؛ فردی که تحت تأثیر خواب‌گردی قرار دارد
شکل‌های واژه

عبارات و ترکیب‌ها

sleeping somnambulist

خوابیدن راه رونده

somnambulist behavior

رفتار راه رونده

somnambulist state

وضعیت راه رونده

active somnambulist

راه رونده فعال

somnambulist disorder

اختلال راه رونده

somnambulist episode

حلقه راه رونده

curious somnambulist

راه رونده کنجکاو

somnambulist tendencies

گرایش‌های راه رونده

somnambulist actions

اقدامات راه رونده

famous somnambulist

راه رونده مشهور

جملات نمونه

the somnambulist wandered through the darkened house.

غرق‌خواب راه خود را در خانه‌ی تاریک می‌پیمود.

as a somnambulist, he often had no memory of his nighttime adventures.

همانطور که یک غرق‌خواب بود، اغلب خاطره‌ای از ماجراهای شبانه‌اش نداشت.

she was startled to find the somnambulist in her living room.

او با دیدن غرق‌خواب در اتاق نشیمن خود، متعجب شد.

the doctor explained the condition of being a somnambulist.

پزشک وضعیت غرق‌خوابی را توضیح داد.

he took precautions to ensure the somnambulist would not hurt himself.

او برای اطمینان از اینکه غرق‌خواب به خودش آسیب نمی‌رساند، اقدامات احتیاطی انجام داد.

many somnambulists do not realize they are sleepwalking.

بسیاری از غرق‌خواب‌ها متوجه نمی‌شوند که در حال راه رفتن در خواب هستند.

the somnambulist often opened doors and walked outside.

غرق‌خواب اغلب درها را باز می‌کرد و بیرون می‌رفت.

family members learned to recognize the signs of a somnambulist.

اعضای خانواده یاد گرفتند علائم یک غرق‌خواب را تشخیص دهند.

after consulting a specialist, she learned more about being a somnambulist.

پس از مشورت با یک متخصص، او بیشتر در مورد غرق‌خوابی یاد گرفت.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید