south-eastward

[ایالات متحده]/[ˈsaʊθˌiːstwəd]/
[بریتانیا]/[ˈsaʊθˌiːstwərd]/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adv. به سمت جنوب شرقی؛ حرکت به سوی جنوب شرقی.

عبارات و ترکیب‌ها

south-eastward bound

جهت جنوب شرقی

moving south-eastward

حرکت به سوی جنوب شرقی

south-eastward slope

شیب جنوب شرقی

travel south-eastward

سفر به سوی جنوب شرقی

look south-eastward

نگاه کردن به سوی جنوب شرقی

south-eastward direction

جهت جنوب شرقی

flowing south-eastward

جریان به سوی جنوب شرقی

heading south-eastward

جهت گیری به سوی جنوب شرقی

south-eastward extension

延伸 جنوب شرقی

wind south-eastward

باد به سوی جنوب شرقی

جملات نمونه

the wind shifted south-eastward, pushing the sailboat further from shore.

باد به سمت جنوب-شرق حرکت کرد و کشتی بادی را دورتر از ساحل به سمت جنوب-شرق پیشانی کرد.

our journey continued south-eastward, towards the distant mountain range.

سفر ما به سمت جنوب-شرق ادامه یافت و به سوی رشته کوه‌های دور ادامه یافت.

the river flowed steadily south-eastward, carving a path through the valley.

رودخانه به طور پایدار به سمت جنوب-شرق جریان داشت و مسیری از طریق وادی ایجاد کرد.

the city expanded rapidly, growing south-eastward into the surrounding countryside.

شهر به سرعت گسترش یافت و به سمت جنوب-شرق به روستاهای اطراف گسترش یافت.

the migrating birds flew south-eastward for thousands of miles.

پرندگان مهاجر به سمت جنوب-شرق به فاصله هزاران مایل پرواز کردند.

we hiked south-eastward along the ridge, enjoying the panoramic views.

ما به سمت جنوب-شرق به طول کوه‌نشین راهیابی کردیم و دیده‌های ۳۶۰ درجه را لذت بردیم.

the trade winds consistently blew south-eastward across the pacific ocean.

بادهای تجاری به طور مداوم از سوی جنوب-شرق در اقیانوس آرام باد می‌زدند.

the company’s new factory was built south-eastward of the existing facility.

کارخانه جدید شرکت در جهت جنوب-شرق نسبت به مراکز موجود ساخته شد.

the coastline curved gently south-eastward, creating a sheltered bay.

خط ساحل به آرامی به سمت جنوب-شرق منحنی می‌گرفت و یک بندر پناهگاهی ایجاد کرد.

the railway line extended south-eastward, connecting the two major cities.

خط راه‌آهن به سمت جنوب-شرق گسترش یافت و دو شهر بزرگ را به هم متصل کرد.

the population density increased south-eastward within the metropolitan area.

چگالی جمعیت در منطقه متروپولیتان به سمت جنوب-شرق افزایش یافت.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید