southbound

[ایالات متحده]/'saʊθbaʊnd/
[بریتانیا]/'saʊθbaʊnd/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. در حال حرکت به سمت جنوب; در حال حرکت در جهت جنوبی.

عبارات و ترکیب‌ها

southbound train

قطار به سمت جنوب

جملات نمونه

the southbound carriageway of the A1.

مسیر جنوب‌رویی اتوبان A1

The accident happened on the southbound carriageway of the M1.

حادثه در مسیر جنوب‌روی اتوبان M1 رخ داد.

The southbound train is delayed.

قطار به سمت جنوب تاخیر دارد.

We are driving southbound on the highway.

ما در حال رانندگی به سمت جنوب در بزرگراه هستیم.

The southbound traffic is heavy during rush hour.

ترافیک به سمت جنوب در ساعات اوج ترافیک سنگین است.

The southbound flights were cancelled due to bad weather.

پروازهای به سمت جنوب به دلیل آب و هوای نامساعد لغو شدند.

The southbound lane is closed for construction.

خط ویژه به سمت جنوب به دلیل ساخت و ساز بسته است.

The southbound journey will take us through several states.

سفر به سمت جنوب ما را از طریق چندین ایالت عبور می دهد.

The southbound bus is running late.

اتوبوس به سمت جنوب با تاخیر در حال حرکت است.

We need to head southbound to reach our destination.

ما باید به سمت جنوب حرکت کنیم تا به مقصد خود برسیم.

The southbound train is usually less crowded in the mornings.

قطار به سمت جنوب معمولاً در صبح ها کم شلوغ تر است.

The southbound traffic is moving slowly due to an accident.

ترافیک به سمت جنوب به دلیل تصادفی به آرامی در حال حرکت است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید