eastbound

[ایالات متحده]/'iːstbaʊnd/
[بریتانیا]/'ist'baʊnd/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. در حال سفر یا حرکت به سمت شرق.

جملات نمونه

they deadhead back to Denver on eastbound trains.

آنها با قطارهای شرقی به سمت دنور باز می‌گردند.

Northbound and eastbound trains connect at New York.

قطارهای شمال‌برو و شرق‌برو در نیویورک به هم متصل می‌شوند.

Between 1941-1945, 42 Eastbound convoys, loaded to their plimsol lines with all types of war supplies, fought both the enemy and the appaling weather to deliver their valuable cargoes.

بین سال های 1941-1945، 42 کاروان شرقی که تا خطوط پلیمزل خود با انواع لوازم جنگی بارگیری شده بودند، هم با دشمن و هم با آب و هوای وحشتناک مبارزه کردند تا محموله های ارزشمند خود را تحویل دهند.

The eastbound train is delayed.

قطار شرق‌برو تاخیر دارد.

They are driving eastbound on the highway.

آنها در حال رانندگی به سمت شرق در بزرگراه هستند.

The eastbound flight was canceled due to bad weather.

پرواز شرق‌برو به دلیل آب و هوای نامساعد لغو شد.

The eastbound lane is closed for construction.

خط شرق‌برو به دلیل ساخت و ساز بسته است.

They are heading eastbound to catch the sunrise.

آنها برای تماشای طلوع آفتاب به سمت شرق در حرکت هستند.

The eastbound traffic is heavy during rush hour.

ترافیک شرق‌برو در ساعات اوج ترافیک سنگین است.

The eastbound bus will arrive in ten minutes.

اتوبوس شرق‌برو ده دقیقه دیگر می‌رسد.

She prefers to travel eastbound for vacation.

او ترجیح می‌دهد برای تعطیلات به سمت شرق سفر کند.

The eastbound train is scheduled to depart at 9 AM.

قطار شرق‌برو قرار است ساعت ۹ صبح حرکت کند.

The eastbound ship sailed smoothly across the ocean.

کشتی شرق‌برو به طور روان در اقیانوس حرکت کرد.

نمونه‌های واقعی

So all they know is that there's a radar contact eastbound, right behind us back here.

پس همه می‌دانند که یک تماس راداری در جهت شرق وجود دارد، درست پشت سر ما در اینجا.

منبع: CNN 10 Student English of the Month

We're eastbound on Millhaven Road in pursuit of a...

ما در حال حرکت به سمت شرق در جاده میلهاون هستیم و در تعقیب یک...

منبع: Watching Movies to Learn English Series (1) - Pete's Dragon

All eastbound trains have been cancelled due to faulty signals.

تمام قطارهای در حال حرکت به سمت شرق به دلیل نقص فنی سیگنال‌ها لغو شده‌اند.

منبع: Langman OCLM-01 words

Usually, the median has either grass or cement that separates the two sides, so the eastbound and the westbound.

معمولاً وسط بزرگراه یا چمن دارد یا سیمانی که دو طرف را از هم جدا می‌کند، بنابراین شرق و غرب.

منبع: 2008 ESLPod

Add an eastbound storm front guided by a La Nina weather pattern into that mismatch and it spawned tornadoes that killed dozens over five U.S. states.

یک جبهه طوفانی در حال حرکت به سمت شرق که توسط الگوی آب و هوای لانینا هدایت می‌شود را به آن عدم تطابق اضافه کنید و در نتیجه گردباتی ایجاد شد که جان ده‌ها نفر را در پنج ایالت آمریکا گرفت.

منبع: Selected English short passages

So if conditions at the canal get worse, shippers might have to use alternate passages like rerouting to the west coast of the U.S. and putting cargo on eastbound trains.

بنابراین اگر شرایط در کانال بدتر شود، ممکن است حمل‌کنندگان مجبور شوند از مسیرهای جایگزین مانند تغییر مسیر به ساحل غربی ایالات متحده و قرار دادن بار در قطارهای در حال حرکت به سمت شرق استفاده کنند.

منبع: Money Earth

At the first large crosstown artery of travel he took an eastbound car that deposited him in a decaying avenue, whose ancient structures once sheltered the pride and glory of the town.

در اولین شریان بزرگ عبوری از شهر، او سوار یک خودروی در حال حرکت به سمت شرق شد که او را در یک خیابان رو به زوال قرار داد، خیابانی که سازه‌های باستانی آن زمانی از افتخار و شکوه شهر محافظت می‌کرد.

منبع: Selected Works of O. Henry

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید