sowers of discord
کسانی که بین مردم تفرقه میسowed
sowers scattered
کسانی که پراکنده شدهاند
the diligent sower scattered seeds across the field.
کاشتکار دلدار بذور را در مزرعه پراکنده بود.
experienced sower, he knew the best time to plant.
کاشتکار تجربهدار، او زمان مناسب کاشت را میدانست.
the sower used a modern seeder for efficiency.
کاشتکار از یک کاشتکننده مدرن برای افزایش کارایی استفاده کرد.
young sower, eager to learn from the older generation.
کاشتکار جوان، آماده یادگیری از نسل قدیمیتر بود.
the sower carefully prepared the soil before planting.
کاشتکار قبل از کاشت به دقت خاک را آماده کرد.
the sower’s work is vital for a bountiful harvest.
کار کاشتکار برای یک برداشت فراوان حیاتی است.
the sower walked slowly, checking the seed distribution.
کاشتکار به آرامی پیاده روی میکرد و توزیع بذور را بررسی میکرد.
the sower relied on rain for successful germination.
کاشتکار به باران برای جوانهزدن موفقیتآمیز بستگی داشت.
the sower’s hands were calloused from years of labor.
دستهای کاشتکار به دلیل سالها کار، فرورفته بود.
the sower admired the vibrant green of the emerging crops.
کاشتکار رنگ سبز پر انرژی محصولات در حال ظهور را دوست داشت.
the sower maintained the equipment meticulously.
کاشتکار به دقت تجهیزات را حفظ میکرد.
sowers of discord
کسانی که بین مردم تفرقه میسowed
sowers scattered
کسانی که پراکنده شدهاند
the diligent sower scattered seeds across the field.
کاشتکار دلدار بذور را در مزرعه پراکنده بود.
experienced sower, he knew the best time to plant.
کاشتکار تجربهدار، او زمان مناسب کاشت را میدانست.
the sower used a modern seeder for efficiency.
کاشتکار از یک کاشتکننده مدرن برای افزایش کارایی استفاده کرد.
young sower, eager to learn from the older generation.
کاشتکار جوان، آماده یادگیری از نسل قدیمیتر بود.
the sower carefully prepared the soil before planting.
کاشتکار قبل از کاشت به دقت خاک را آماده کرد.
the sower’s work is vital for a bountiful harvest.
کار کاشتکار برای یک برداشت فراوان حیاتی است.
the sower walked slowly, checking the seed distribution.
کاشتکار به آرامی پیاده روی میکرد و توزیع بذور را بررسی میکرد.
the sower relied on rain for successful germination.
کاشتکار به باران برای جوانهزدن موفقیتآمیز بستگی داشت.
the sower’s hands were calloused from years of labor.
دستهای کاشتکار به دلیل سالها کار، فرورفته بود.
the sower admired the vibrant green of the emerging crops.
کاشتکار رنگ سبز پر انرژی محصولات در حال ظهور را دوست داشت.
the sower maintained the equipment meticulously.
کاشتکار به دقت تجهیزات را حفظ میکرد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید