sparker

[ایالات متحده]/ˈspɑː.kə/
[بریتانیا]/ˈspɑːr.kɚ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. دستگاهی که جرقه تولید می‌کند; دستگاه الکتریکی که جرقه تولید می‌کند
Word Forms
جمعsparkers

جملات نمونه

the sparker ignited the fire with ease.

جرقه زننده به راحتی آتش را روشن کرد.

he used a sparker to light the grill.

او از یک جرقه زننده برای روشن کردن گریل استفاده کرد.

the sparker is essential for camping trips.

جرقه زننده برای سفر های کمپینگ ضروری است.

make sure the sparker is working before you start.

مطمئن شوید که جرقه زننده قبل از شروع کار می کند.

she bought a new sparker for her barbecue.

او یک جرقه زننده جدید برای باربکیوی خود خرید.

using a sparker can prevent accidents.

استفاده از جرقه زننده می تواند از بروز حوادث جلوگیری کند.

the sparker produces a strong spark.

جرقه زننده یک جرقه قوی تولید می کند.

he always carries a sparker in his backpack.

او همیشه یک جرقه زننده در کوله پشتی خود حمل می کند.

a reliable sparker is crucial for outdoor cooking.

یک جرقه زننده قابل اعتماد برای آشپزی در فضای باز بسیار مهم است.

she demonstrated how to use the sparker safely.

او نحوه استفاده ایمن از جرقه زننده را نشان داد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید