sparklingly

[ایالات متحده]/ˈspɑː.kəl.ɪŋ.li/
[بریتانیا]/ˈspɑrk.lɪŋ.li/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adv. به طرز درخشان؛ به طور فوق‌العاده یا زنده

عبارات و ترکیب‌ها

sparklingly bright

درخشان

sparklingly clean

به طرز درخشانی تمیز

sparklingly clear

به طرز درخشانی واضح

sparklingly fresh

به طرز درخشانی تازه

sparklingly beautiful

به طرز درخشانی زیبا

sparklingly elegant

به طرز درخشانی باوقار

sparklingly vibrant

به طرز درخشانی پر جنب و جوش

sparklingly joyous

به طرز درخشانی شاد

sparklingly witty

به طرز درخشانی باهوش

sparklingly charming

به طرز درخشانی جذاب

جملات نمونه

her eyes sparkled sparklingly in the sunlight.

چشمانش در نور خورشید به طرز چشمگیری می‌درخشیدند.

the stars twinkled sparklingly in the night sky.

ستاره‌ها در آسمان شب به طرز چشمگیری می‌درخشیدند.

the water in the lake sparkled sparklingly.

آب دریاچه به طرز چشمگیری می‌درخشید.

she wore a sparklingly beautiful dress to the party.

او یک لباس زیبا و چشمگیر به مهمانی پوشید.

the fireworks lit up the sky sparklingly.

آتش‌بازی‌ها به طرز چشمگیری آسمان را روشن کردند.

his laughter was sparklingly contagious.

خنده‌اش به طرز چشمگیری مسری بود.

the champagne bubbled and sparkled sparklingly.

شامپاین به طرز چشمگیری حباب‌دار و می‌درخشید.

she smiled sparklingly at her friends.

او با لبخندی چشمگیر به دوستانش لبخند زد.

the jewelry sparkled sparklingly under the lights.

جواهرات زیر نور به طرز چشمگیری می‌درخشیدند.

his eyes sparkled sparklingly with excitement.

چشمانش با هیجان به طرز چشمگیری می‌درخشیدند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید