sparklingly bright
درخشان
sparklingly clean
به طرز درخشانی تمیز
sparklingly clear
به طرز درخشانی واضح
sparklingly fresh
به طرز درخشانی تازه
sparklingly beautiful
به طرز درخشانی زیبا
sparklingly elegant
به طرز درخشانی باوقار
sparklingly vibrant
به طرز درخشانی پر جنب و جوش
sparklingly joyous
به طرز درخشانی شاد
sparklingly witty
به طرز درخشانی باهوش
sparklingly charming
به طرز درخشانی جذاب
her eyes sparkled sparklingly in the sunlight.
چشمانش در نور خورشید به طرز چشمگیری میدرخشیدند.
the stars twinkled sparklingly in the night sky.
ستارهها در آسمان شب به طرز چشمگیری میدرخشیدند.
the water in the lake sparkled sparklingly.
آب دریاچه به طرز چشمگیری میدرخشید.
she wore a sparklingly beautiful dress to the party.
او یک لباس زیبا و چشمگیر به مهمانی پوشید.
the fireworks lit up the sky sparklingly.
آتشبازیها به طرز چشمگیری آسمان را روشن کردند.
his laughter was sparklingly contagious.
خندهاش به طرز چشمگیری مسری بود.
the champagne bubbled and sparkled sparklingly.
شامپاین به طرز چشمگیری حبابدار و میدرخشید.
she smiled sparklingly at her friends.
او با لبخندی چشمگیر به دوستانش لبخند زد.
the jewelry sparkled sparklingly under the lights.
جواهرات زیر نور به طرز چشمگیری میدرخشیدند.
his eyes sparkled sparklingly with excitement.
چشمانش با هیجان به طرز چشمگیری میدرخشیدند.
sparklingly bright
درخشان
sparklingly clean
به طرز درخشانی تمیز
sparklingly clear
به طرز درخشانی واضح
sparklingly fresh
به طرز درخشانی تازه
sparklingly beautiful
به طرز درخشانی زیبا
sparklingly elegant
به طرز درخشانی باوقار
sparklingly vibrant
به طرز درخشانی پر جنب و جوش
sparklingly joyous
به طرز درخشانی شاد
sparklingly witty
به طرز درخشانی باهوش
sparklingly charming
به طرز درخشانی جذاب
her eyes sparkled sparklingly in the sunlight.
چشمانش در نور خورشید به طرز چشمگیری میدرخشیدند.
the stars twinkled sparklingly in the night sky.
ستارهها در آسمان شب به طرز چشمگیری میدرخشیدند.
the water in the lake sparkled sparklingly.
آب دریاچه به طرز چشمگیری میدرخشید.
she wore a sparklingly beautiful dress to the party.
او یک لباس زیبا و چشمگیر به مهمانی پوشید.
the fireworks lit up the sky sparklingly.
آتشبازیها به طرز چشمگیری آسمان را روشن کردند.
his laughter was sparklingly contagious.
خندهاش به طرز چشمگیری مسری بود.
the champagne bubbled and sparkled sparklingly.
شامپاین به طرز چشمگیری حبابدار و میدرخشید.
she smiled sparklingly at her friends.
او با لبخندی چشمگیر به دوستانش لبخند زد.
the jewelry sparkled sparklingly under the lights.
جواهرات زیر نور به طرز چشمگیری میدرخشیدند.
his eyes sparkled sparklingly with excitement.
چشمانش با هیجان به طرز چشمگیری میدرخشیدند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید