specular

[ایالات متحده]/ˈspɛkjʊlə/
[بریتانیا]/ˈspɛkjəlɚ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. مانند آینه یا شبیه آن؛ بازتابنده نور

عبارات و ترکیب‌ها

specular reflection

بازتاب آینه‌ای

specular highlight

برجستگی براقی

specular surface

سطح براقی

specular light

نور براقی

specular component

مولفه براقی

specular shading

سایه‌زنی براقی

specular color

رنگ براقی

specular index

شاخص براقی

specular intensity

شدت براقی

specular texture

بافت براقی

جملات نمونه

the surface was highly specular, reflecting light beautifully.

سطح بسیار براق بود و نور را به زیبایی منعکس می‌کرد.

specular highlights can enhance the realism of 3d models.

هایلایت‌های براقی می‌توانند واقع‌گرایی مدل‌های سه بعدی را افزایش دهند.

in optics, specular reflection occurs at smooth surfaces.

در اپتیک، بازتاب براقی در سطوح صاف رخ می‌دهد.

the artist used specular effects to create depth in the painting.

هنرمند از جلوه‌های براقی برای ایجاد عمق در نقاشی استفاده کرد.

specular surfaces can cause glare if not properly managed.

سطوح براقی می‌توانند باعث ایجاد خیره‌گی شوند اگر به درستی مدیریت نشوند.

photographers often seek specular reflections for dramatic shots.

عکاسان اغلب به دنبال بازتاب‌های براقی برای عکس‌های دراماتیک هستند.

understanding specular properties is essential in material science.

درک خواص براقی در علم مواد ضروری است.

he adjusted the lighting to minimize specular reflections.

او نورپردازی را تنظیم کرد تا بازتاب‌های براقی را به حداقل برساند.

specular highlights on the water created a stunning visual effect.

هایلایت‌های براقی روی آب جلوه‌ای بصری خیره‌کننده ایجاد کرد.

the designer chose a specular finish for the new product line.

طراح برای خط تولید جدید، روکش براقی را انتخاب کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید