speeches

[ایالات متحده]/spiːtʃɪz/
[بریتانیا]/spiːtʃɪz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. شکل جمع کلمه "سخن"؛ خطابه‌ها یا سخنرانی‌های رسمی که به یک مخاطب ارائه می‌شود؛ روش یا سبک صحبت کردن؛ زبان گفتاری

عبارات و ترکیب‌ها

public speeches

سخنرانی‌های عمومی

motivational speeches

سخنرانی‌های انگیزشی

political speeches

سخنرانی‌های سیاسی

wedding speeches

سخنرانی‌های عروسی

graduation speeches

سخنرانی‌های فارغ‌التحصیلی

acceptance speeches

سخنرانی‌های پذیرش

keynote speeches

سخنرانی‌های کلیدی

short speeches

سخنرانی‌های کوتاه

impromptu speeches

سخنرانی‌های بداهه

inspiring speeches

سخنرانی‌های الهام‌بخش

جملات نمونه

he delivered several speeches at the conference.

او سخنرانی‌های متعددی در کنفرانس ارائه داد.

her speeches are always inspiring and thought-provoking.

سخنرانی‌های او همیشه الهام‌بخش و تفکربرانگیز هستند.

politicians often give speeches to rally support.

سیاستمداران اغلب برای جلب حمایت سخنرانی می‌کنند.

the professor analyzed famous speeches in history.

این پروفسور سخنرانی‌های معروف تاریخ را تجزیه و تحلیل کرد.

public speaking skills are essential for delivering effective speeches.

مهارت‌های سخنرانی در جمع برای ارائه سخنرانی‌های مؤثر ضروری هستند.

she practiced her speeches in front of a mirror.

او سخنرانی‌های خود را جلوی آینه تمرین کرد.

his speeches often include personal anecdotes.

سخنرانی‌های او اغلب شامل حکایت‌های شخصی هستند.

they organized a contest for the best speeches.

آنها یک مسابقه برای بهترین سخنرانی‌ها برگزار کردند.

effective speeches can influence public opinion.

سخنرانی‌های مؤثر می‌توانند بر افکار عمومی تأثیر بگذارند.

she received praise for her powerful speeches.

او برای سخنرانی‌های قدرتمندش مورد تحسین قرار گرفت.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید