spewed

[ایالات متحده]/spjuːd/
[بریتانیا]/spjud/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. زمان گذشته و گذشته نقلی spew؛ به زور بیرون ریختن یا تخلیه کردن؛ به طور سریع یا خشن جریان یافتن

عبارات و ترکیب‌ها

spewed anger

خشم خود رها کرد

spewed lava

گدازه رها کرد

spewed words

کلمات رها کرد

spewed hate

نفرت رها کرد

spewed smoke

دود رها کرد

spewed fire

آتش رها کرد

spewed insults

توهین رها کرد

spewed nonsense

حرف‌های بی‌معنی رها کرد

spewed water

آب رها کرد

spewed passion

شور خود رها کرد

جملات نمونه

the volcano spewed lava and ash into the sky.

آتشفشان گدازه و خاکستر را به آسمان پاشید.

the angry dog spewed a series of growls.

سگ عصبانی مجموعه‌ای از غرش‌ها را منتشر کرد.

the comedian spewed jokes throughout the show.

بازیکن خنده‌دار در طول برنامه شوخی‌هایی را منتشر کرد.

the factory spewed smoke into the atmosphere.

کارخانه دود را به اتمسفر پاشید.

he spewed his thoughts on the controversial topic.

او افکار خود را در مورد موضوع بحث‌برانگیز منتشر کرد.

the geyser spewed hot water every few minutes.

چشمه آب گرم را هر چند دقیقه یکبار پاشید.

the protester spewed accusations at the government.

معترض اتهامات را به سمت دولت منتشر کرد.

she spewed her emotions in a heartfelt letter.

او احساسات خود را در نامه‌ای صمیمانه منتشر کرد.

the child spewed food all over the table.

کودک غذا را روی میز پاشید.

the storm spewed rain across the region.

باران در سراسر منطقه پاشیده شد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید