spine-related pain
درد مرتبط با ستون فقرات
spine-related issues
مشکلات مرتبط با ستون فقرات
spine-related surgery
جراحی مرتبط با ستون فقرات
spine-related condition
وضعیت مرتبط با ستون فقرات
spine-related injury
آسیب مرتبط با ستون فقرات
spine-related treatment
درمان مرتبط با ستون فقرات
spine-related symptoms
علائم مرتبط با ستون فقرات
spine-related exercises
تمرینات مرتبط با ستون فقرات
spine-related problems
مشکلات مرتبط با ستون فقرات
spine-related support
حمایت مرتبط با ستون فقرات
she underwent spine-related surgery to alleviate chronic back pain.
او تحت عمل جراحی مربوط به ستون فقرات قرار گرفت تا درد مزمن کمر را تسکین دهد.
the research focused on spine-related injuries in athletes.
تحقیقات بر روی آسیبهای مربوط به ستون فقرات در ورزشکاران متمرکز بود.
maintaining good posture is crucial for spine-related health.
حفظ وضعیت بدنی مناسب برای سلامت ستون فقرات بسیار مهم است.
he consulted a specialist regarding his spine-related condition.
او در مورد وضعیت مربوط به ستون فقرات خود با یک متخصص مشورت کرد.
regular exercise can improve spine-related flexibility and strength.
ورزش منظم میتواند انعطافپذیری و قدرت ستون فقرات را بهبود بخشد.
the chiropractor specializes in spine-related treatments and therapies.
فیزیوتراپ در درمانها و درمانهای مربوط به ستون فقرات تخصص دارد.
poor ergonomics at work can contribute to spine-related problems.
ارگونومی ضعیف در محل کار میتواند به مشکلات مربوط به ستون فقرات کمک کند.
the doctor recommended a spine-related imaging test for diagnosis.
پزشک برای تشخیص یک آزمایش تصویربرداری مربوط به ستون فقرات توصیه کرد.
he's recovering well from his spine-related accident.
او به خوبی در حال بهبودی از حادثه مربوط به ستون فقرات خود است.
understanding spine-related anatomy is important for medical professionals.
درک آناتومی مربوط به ستون فقرات برای متخصصان پزشکی مهم است.
the study examined the long-term effects of spine-related degeneration.
این مطالعه اثرات بلندمدت تحلیل رفتگی مربوط به ستون فقرات را بررسی کرد.
spine-related pain
درد مرتبط با ستون فقرات
spine-related issues
مشکلات مرتبط با ستون فقرات
spine-related surgery
جراحی مرتبط با ستون فقرات
spine-related condition
وضعیت مرتبط با ستون فقرات
spine-related injury
آسیب مرتبط با ستون فقرات
spine-related treatment
درمان مرتبط با ستون فقرات
spine-related symptoms
علائم مرتبط با ستون فقرات
spine-related exercises
تمرینات مرتبط با ستون فقرات
spine-related problems
مشکلات مرتبط با ستون فقرات
spine-related support
حمایت مرتبط با ستون فقرات
she underwent spine-related surgery to alleviate chronic back pain.
او تحت عمل جراحی مربوط به ستون فقرات قرار گرفت تا درد مزمن کمر را تسکین دهد.
the research focused on spine-related injuries in athletes.
تحقیقات بر روی آسیبهای مربوط به ستون فقرات در ورزشکاران متمرکز بود.
maintaining good posture is crucial for spine-related health.
حفظ وضعیت بدنی مناسب برای سلامت ستون فقرات بسیار مهم است.
he consulted a specialist regarding his spine-related condition.
او در مورد وضعیت مربوط به ستون فقرات خود با یک متخصص مشورت کرد.
regular exercise can improve spine-related flexibility and strength.
ورزش منظم میتواند انعطافپذیری و قدرت ستون فقرات را بهبود بخشد.
the chiropractor specializes in spine-related treatments and therapies.
فیزیوتراپ در درمانها و درمانهای مربوط به ستون فقرات تخصص دارد.
poor ergonomics at work can contribute to spine-related problems.
ارگونومی ضعیف در محل کار میتواند به مشکلات مربوط به ستون فقرات کمک کند.
the doctor recommended a spine-related imaging test for diagnosis.
پزشک برای تشخیص یک آزمایش تصویربرداری مربوط به ستون فقرات توصیه کرد.
he's recovering well from his spine-related accident.
او به خوبی در حال بهبودی از حادثه مربوط به ستون فقرات خود است.
understanding spine-related anatomy is important for medical professionals.
درک آناتومی مربوط به ستون فقرات برای متخصصان پزشکی مهم است.
the study examined the long-term effects of spine-related degeneration.
این مطالعه اثرات بلندمدت تحلیل رفتگی مربوط به ستون فقرات را بررسی کرد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید