sponges

[ایالات متحده]/[spɒŋz]/
[بریتانیا]/[spɒŋz]/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. یک ماده منافذ‌دار و جذب‌کننده که معمولاً برای تمیز کردن یا آب‌کشی استفاده می‌شود؛ یک حیوان دریایی از فیلم Porifera
v. جذب کردن یا جذب شدن؛ ترشح با مایع

عبارات و ترکیب‌ها

soaked sponges

اسفنج‌های مبلوط

like sponges

مثل اسفنج‌ها

absorb sponges

اسفنج‌های جذب کننده

cleaning sponges

اسفنج‌های پاک کننده

sea sponges

اسفنج‌های دریایی

using sponges

استفاده از اسفنج‌ها

wet sponges

اسفنج‌های مرطوب

bought sponges

اسفنج‌های خریداری شده

soft sponges

اسفنج‌های نرم

full sponges

اسفنج‌های پر

جملات نمونه

we used sponges to clean the kitchen counters.

ما از چسب‌های پاک کننده برای پاک کردن میز کухکی استفاده کردیم.

the kitchen sink was full of dirty sponges.

حوض کухکی پر از چسب‌های کثیف بود.

she bought a pack of new sponges at the store.

او یک بسته از چسب‌های جدید را از فروشگاه خرید.

the sponges absorbed the spilled juice quickly.

چسب‌ها به سرعت نوشیدنی اسپری شده را جذب کردند.

he squeezed the water out of the sponges.

او آب را از چسب‌ها فشار داد.

they used sponges to apply the makeup evenly.

آنها از چسب‌ها برای اعمال لایه‌ی یکنواخت مکیپ استفاده کردند.

the sponges were soaking in soapy water.

چسب‌ها در آب صابونی غوطه‌ور بودند.

she keeps sponges under the kitchen sink.

او چسب‌ها را زیر حوض کухکی نگه می‌دارد.

the car wash uses sponges to clean vehicles.

شستن ماشین از چسب‌ها برای پاک کردن خودروها استفاده می‌کند.

he threw away the old, worn-out sponges.

او چسب‌های قدیمی و فرسوده را دور ریخت.

they need sponges for the bathroom cleaning.

آنها نیاز به چسب‌ها برای پاک کردن حمام دارند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید