spongily

[ایالات متحده]/ˈspʌndʒɪli/
[بریتانیا]/ˈspʌndʒɪli/

ترجمه

adv. به شکل یک گلابی؛ مانند گلابی؛ به صورت نرم و منفذدار

جملات نمونه

the fresh bread rose spongily in the warm oven.

نان تازه به طور ژله‌ای در اون گرم بالا رفت.

the moss grew spongily across the forest floor.

موس به طور ژله‌ای روی زمین جنگل رشد کرد.

her lungs expanded spongily after the deep breath.

پอดک‌های او پس از نفس عمیق به طور ژله‌ای گسترش یافتند.

the cake turned out spongily light and fluffy.

کیک به طور ژله‌ای سبک و پرپر به نتیجه رسید.

the soil absorbed the water spongily.

خاک به طور ژله‌ای آب را جذب کرد.

the sponge expanded spongily when wet.

ژله‌ای وقتی مرطوب می‌شد به طور ژله‌ای گسترش می‌یافت.

the marshland stretched spongily toward the horizon.

زمین تالاب به طور ژله‌ای به سوی افق گسترش یافت.

his voice resonated spongily through the hall.

صوت او به طور ژله‌ای در سالن تکان می‌داد.

the ancient mattress felt spongily soft.

مبل تاریخی به طور ژله‌ای نرم حس می‌شد.

the yeast dough rose spongily overnight.

تکه‌های نان مایع به طور ژله‌ای در طول شب بالا رفتند.

the wetland ecosystem functioned spongily to filter water.

سیستم اکولوژیک تالاب به طور ژله‌ای برای فیلتر کردن آب کار می‌کرد.

the breading coated the chicken spongily.

پوشش نان به طور ژله‌ای گوشت مرغ را پوشاند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید