sponging

[ایالات متحده]/ˈspʌn.dʒɪŋ/
[بریتانیا]/ˈspʌn.dʒɪŋ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. تکنیک اعمال رنگ یا لعاب بر روی سفال با استفاده از اسفنج

عبارات و ترکیب‌ها

sponging off

از دیگران استفاده کردن

sponging around

گشت و گذار کردن و استفاده کردن

sponging money

پول گرفتن به صورت غیرمجاز

sponging friends

دوستان استفاده‌گر

sponging lifestyle

سبک زندگی استفاده‌گر

sponging habits

عادت‌های استفاده‌گر

sponging behavior

رفتار استفاده‌گر

sponging partner

همراه استفاده‌گر

sponging relatives

خویشان استفاده‌گر

sponging off others

استفاده از دیگران

جملات نمونه

he is always sponging off his friends for money.

او همیشه از دوستانش برای پول استفاده می‌کند.

stop sponging and start contributing to the group.

دست از استفاده کردن بردارید و شروع به کمک به گروه کنید.

she accused him of sponging on her generosity.

او او را به استفاده از سخاوت خود متهم کرد.

sponging off others can damage your relationships.

استفاده از دیگران می‌تواند به روابط شما آسیب برساند.

he has a habit of sponging meals at parties.

او عادت دارد در مهمانی‌ها غذا استفاده کند.

they were sponging on their parents instead of finding jobs.

آنها به جای پیدا کردن شغل از والدین خود استفاده می‌کردند.

sponging is not a sustainable way to live.

استفاده کردن راهی پایدار برای زندگی نیست.

he was tired of sponging and wanted to be independent.

او از استفاده کردن خسته شده بود و می‌خواست مستقل باشد.

sponging can lead to feelings of guilt and shame.

استفاده کردن می‌تواند منجر به احساس گناه و شرم شود.

she realized that sponging was a sign of weakness.

او متوجه شد که استفاده کردن نشانه ضعف است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید