spoonfuls

[ایالات متحده]/ˈspuːn.fʊlz/
[بریتانیا]/ˈspun.fəlz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. مقداریکه یک قاشق را پر می‌کند

عبارات و ترکیب‌ها

two spoonfuls

دو قاشق غذاخوری

three spoonfuls

سه قاشق غذاخوری

heaping spoonfuls

قاشق غذاخوری پر

spoonfuls of sugar

قاشق غذاخوری شکر

spoonfuls of salt

قاشق غذاخوری نمک

spoonfuls of medicine

قاشق غذاخوری دارو

spoonfuls of cream

قاشق غذاخوری خامه

spoonfuls of flour

قاشق غذاخوری آرد

spoonfuls of butter

قاشق غذاخوری کره

spoonfuls of jam

قاشق غذاخوری مربا

جملات نمونه

she added two spoonfuls of sugar to her tea.

او دو قاشق غذاخوری شکر به چای خود اضافه کرد.

he took three spoonfuls of medicine before bed.

او سه قاشق غذاخوری دارو قبل از خواب مصرف کرد.

we need a few spoonfuls of flour for the recipe.

ما به چند قاشق غذاخوری آرد برای دستور غذا نیاز داریم.

add a spoonful of salt to enhance the flavor.

برای افزایش طعم، یک قاشق غذاخوری نمک اضافه کنید.

she measured out spoonfuls of peanut butter for the kids.

او مقدار مشخصی کره بادام زمینی برای بچه‌ها اندازه گرفت.

he likes to put spoonfuls of yogurt on his fruit.

او دوست دارد روی میوه هایش قاشق غذاخوری ماست بریزد.

just a spoonful of honey can sweeten your drink.

فقط یک قاشق غذاخوری عسل می تواند نوشیدنی شما را شیرین کند.

she stirred in spoonfuls of cocoa powder into the mixture.

او قاشق غذاخوری پودر کاکائو را در مخلوط حل کرد.

he served the soup in generous spoonfuls.

او سوپ را به مقدار زیاد سرو کرد.

for dessert, i added spoonfuls of whipped cream on top.

برای دسر، من قاشق غذاخوری خامه زده روی آن اضافه کردم.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید