sporiferous

[ایالات متحده]/spɒrˈɪf.ər.əs/
[بریتانیا]/spɔːrˈɪf.ɚ.əs/

ترجمه

adj. تولیدکننده هاگ؛ هاگ‌دار

عبارات و ترکیب‌ها

sporiferous plants

گیاهان بارور

sporiferous fungi

قارچ‌های بارور

sporiferous structures

ساختارهای بارور

sporiferous species

گونه‌های بارور

sporiferous tissue

بافت بارور

sporiferous cycle

چرخه باروری

sporiferous stage

مرحله باروری

sporiferous reproduction

تولید مثل بارور

sporiferous habitat

زیستگاه بارور

sporiferous formation

تشکیل بارور

جملات نمونه

the sporiferous plants in the garden attract many insects.

گیاهان بارور در باغ، حشرات زیادی را به خود جذب می‌کنند.

researchers studied the sporiferous characteristics of various fungi.

محققان ویژگی‌های باروری قارچ‌های مختلف را مطالعه کردند.

sporiferous organisms play a vital role in the ecosystem.

ارگانیسم‌های بارور نقش حیاتی در اکوسیستم ایفا می‌کنند.

the sporiferous stage of the plant is crucial for reproduction.

مرحله باروری گیاه برای تولید مثل بسیار مهم است.

many sporiferous species thrive in moist environments.

بسیاری از گونه‌های بارور در محیط‌های مرطوب رشد می‌کنند.

understanding sporiferous cycles can help in agriculture.

درک چرخه‌های باروری می‌تواند به کشاورزی کمک کند.

the sporiferous nature of these algae is fascinating.

طبیعت بارور این جلبک‌ها جذاب است.

sporiferous plants often require specific conditions to thrive.

گیاهان بارور اغلب به شرایط خاصی برای رشد نیاز دارند.

in biology, sporiferous refers to the ability to produce spores.

در زیست‌شناسی، باروری به توانایی تولید هاگ اشاره دارد.

the study focused on sporiferous fungi and their habitats.

این مطالعه بر روی قارچ‌های بارور و زیستگاه‌های آن‌ها متمرکز بود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید