sportsman

[ایالات متحده]/ˈspɔːtsmən/
[بریتانیا]/ˈspɔːrtsmən/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. ورزشکار شخصی که در مسابقات ورزشی شرکت می کند، معمولاً دارای مهارت های حرفه ای و توانایی های بدنی است.
Word Forms
جمعsportsmen

جملات نمونه

he had been a keen sportsman in his youth.

او در جوانی یک ورزشکار حرفه‌ای و مشتاق بوده است.

a hodman is an architect, a jockey is a sportsman, a wood-louse is a pterigybranche.

یک کارگر ساختمانی یک معمار است، یک چوگان‌سوار یک ورزشکار است، یک کشکک یک پتری‌گیرانچ است.

His brother is a sportsman of our school.

برادرش یک ورزشکار از مدرسه ما است.

Everybody thinks he is an all-round sportsman.

همه فکر می‌کنند او یک ورزشکار تمام‌عیار است.

The newspaper publishes a profile of a leading sportsman every week.

روزنامه هر هفته یک پروفایل از یک ورزشکار برجسته منتشر می‌کند.

نمونه‌های واقعی

He could have been a sportsman. Who?

او می‌توانست یک ورزشکار باشد. چه کسی؟

منبع: Downton Abbey Detailed Analysis

Tom Brady is an iconic sportsman whom people know, see and admire.

تام بریدی یک ورزشکار مشهور است که مردم او را می‌شناسند، می‌بینند و تحسین می‌کنند.

منبع: Time

He was a real sportsman, even if he's not very well known.

او یک ورزشکار واقعی بود، حتی اگر خیلی معروف نباشد.

منبع: New Standard High School English Compulsory Volume 5 by Foreign Language Teaching and Research Press

Danny Morales is an experienced sportsman, so this task was nothing out of the ordinary for him.

دنی مورالس یک ورزشکار با تجربه است، بنابراین این کار برای او غیرمعمول نبود.

منبع: VOA Daily Standard October 2019 Collection

In fact there is one very popular sportsman who retired after a long time in the job.

در واقع، یک ورزشکار بسیار محبوب وجود دارد که پس از مدت طولانی در این حرفه بازنشسته شد.

منبع: 6 Minute English

He's so agile, isn't he? He could have been a sportsman. - Who? - Thomas, of course.

او خیلی چابک است، مگه نه؟ او می‌توانست یک ورزشکار باشد. - چه کسی؟ - توماس، البته.

منبع: Downton Abbey (Audio Segmented Version) Season 1

They said, Why should my son be running quick? We don't want him to be a sportsman.

آنها گفتند، چرا پسرم باید سریع بدود؟ ما نمی‌خواهیم او یک ورزشکار باشد.

منبع: BBC documentary "Chinese Teachers Are Coming"

Among 80 sportsmen competing for medals 16 are Americans.

در میان 80 ورزشکار که برای مدال رقابت می‌کنند، 16 نفر آمریکایی هستند.

منبع: VOA Standard English_Americas

And, on top of these, he had also to tolerate the particular horrors suffered by America's black sportsmen.

و علاوه بر این، او مجبور بود وحشت‌های خاصی را که ورزشکاران سیاه‌ پوست آمریکایی متحمل می‌شدند، تحمل کند.

منبع: The Economist - Arts

We are sportsmen so we do a lot of sports.

ما ورزشکار هستیم، بنابراین ما ورزش‌های زیادی انجام می‌دهیم.

منبع: VOA Special August 2016 Collection

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید