non-athlete

[ایالات متحده]/[nɒnˈæθliːt]/
[بریتانیا]/[nɒnˈæθliːt]/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. یک فرد که به طور منظم در ورزش یا فعالیت‌های ورزشی شرکت نمی‌کند؛ کسی که در ورزش مهارت یا رقابت ندارد.
adj. ورزشی نبودن؛ فاقد توانایی ورزشی.

عبارات و ترکیب‌ها

a non-athlete

یک فرد غیر ورزشی

being a non-athlete

بودن یک فرد غیر ورزشی

non-athletes only

فقط افراد غیر ورزشی

the non-athlete

فرد غیر ورزشی

was a non-athlete

فرد غیر ورزشی بود

non-athlete status

وضعیت غیر ورزشی

like a non-athlete

مثل یک فرد غیر ورزشی

considered non-athlete

به عنوان فرد غیر ورزشی در نظر گرفته شد

non-athlete group

گروه افراد غیر ورزشی

جملات نمونه

he's a complete non-athlete and prefers reading to playing sports.

او یک ورزشکار کامل نیست و به جای ورزش کردن، خواندن را ترجیح می‌دهد.

even as a non-athlete, she enjoys watching the olympics.

حتی به عنوان یک ورزشکار ناکارآمد، او لذت می‌برد در دیدن بازی‌های اولیمپیک.

the company organized a team-building event, but he remained a quiet non-athlete.

شرکت یک رویداد گروه‌سازی برگزار کرد، اما او هنوز هم یک ورزشکار ناکارآمد ساکت ماند.

despite being a non-athlete, he enthusiastically cheered on his colleagues.

مگر اینکه یک ورزشکار ناکارآمد باشد، او با اشتیاق به همکارانش تشویق می‌کرد.

she's a dedicated non-athlete who finds joy in creative pursuits.

او یک ورزشکار ناکارآمد وفادار است که لذت می‌برد در دنبال‌کردن پرتوان‌های خلاقانه.

as a self-proclaimed non-athlete, he avoids any competitive activities.

به عنوان یک ورزشکار ناکارآمد خود ادعا کننده، او از هر فعالیت رقابتیی خودداری می‌کند.

the non-athlete brought snacks and drinks to share with the team.

ورزشکار ناکارآمد غذاهای چیپس و نوشیدنی‌ها را برای به اشتراک گذاشتن با تیم آورد.

he's a classic non-athlete, preferring board games to outdoor sports.

او یک ورزشکار ناکارآمد کلاسیک است که به جای ورزش‌های بازی‌های جدولی را ترجیح می‌دهد.

the non-athlete politely declined to participate in the basketball game.

ورزشکار ناکارآمد با لطف در بازی بسکتبال شرکت کردن را پذیرفته نکرد.

she's a passionate non-athlete with a love for photography.

او یک ورزشکار ناکارآمد عاشق است که علاقه‌ای به عکاسی دارد.

even though he's a non-athlete, he supports the team wholeheartedly.

حتی اگر یک ورزشکار ناکارآمد باشد، او به طور کامل تیم را حمایت می‌کند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید