sportswoman

[ایالات متحده]/ˈspɔːtswʊmən/
[بریتانیا]/ˈspɔrtsˌwʊmən/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. یک ورزشکار زن؛ زنی که در ورزش‌ها شرکت می‌کند
Word Forms

عبارات و ترکیب‌ها

famous sportswoman

ورزشکار مشهور

talented sportswoman

ورزشکار با استعداد

successful sportswoman

ورزشکار موفق

inspiring sportswoman

ورزشکار الهام‌بخش

professional sportswoman

ورزشکار حرفه‌ای

young sportswoman

ورزشکار جوان

elite sportswoman

ورزشکار نخبه

outstanding sportswoman

ورزشکار برجسته

renowned sportswoman

ورزشکار مشهور

dedicated sportswoman

ورزشکار متعهد

جملات نمونه

the sportswoman won the gold medal in the olympics.

ورزشکار مدال طلا را در المپیک به دست آورد.

she is a dedicated sportswoman who trains every day.

او یک ورزشکار متعهد است که هر روز تمرین می‌کند.

the sportswoman broke the world record last year.

ورزشکار سال گذشته رکورد جهانی را شکست.

many young girls aspire to be a sportswoman.

بسیاری از دختران جوان آرزو دارند ورزشکار شوند.

the sportswoman is known for her incredible stamina.

ورزشکار به دلیل استقامت فوق العاده اش شناخته می شود.

she inspires others as a successful sportswoman.

او به عنوان یک ورزشکار موفق دیگران را الهام بخش می کند.

the sportswoman received a sponsorship deal from a major brand.

ورزشکار یک قرارداد حمایت مالی از یک برند بزرگ دریافت کرد.

her achievements as a sportswoman are celebrated worldwide.

دستاوردهای او به عنوان یک ورزشکار در سراسر جهان جشن گرفته می شود.

the sportswoman shared her training tips on social media.

ورزشکار نکات تمرینی خود را در رسانه های اجتماعی به اشتراک گذاشت.

being a sportswoman requires immense dedication and hard work.

ورزشکار بودن نیاز به تعهد و تلاش فراوان دارد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید