spurious

[ایالات متحده]/ˈspjʊəriəs/
[بریتانیا]/ˈspjʊriəs/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. کاذب; جعلی; فریبنده

عبارات و ترکیب‌ها

spurious claim

ادعای نادرست

spurious argument

استدلال نادرست

spurious sources

منابع نادرست

spurious reasoning

استدلال نامعتبر

spurious evidence

دلایل نادرست

جملات نمونه

separating authentic and spurious claims.

تمایز بین ادعاهای معتبر و نادرست

this spurious reasoning results in nonsense.

این استدلال نادرست منجر به پوچ‌گویی می‌شود.

There are some spurious lines in this ancient poem, which were added later.

در این شعر باستانی، خطوط نادرست و جعلی وجود دارند که بعداً اضافه شده‌اند.

Electronic attack can deceive or desensitize enemy battle commanders through insertion of spurious radar tracks or blot out entire avenues of approach.

حمله سایبری می‌تواند با وارد کردن مسیرهای راداری جعلی یا از بین بردن کل مسیرهای حمله، فرماندهان جنگ دشمن را فریب دهد یا بی‌حس کند.

She is much too perspicacious to be taken in by such a spurious argument. See also Synonyms at clever

او آنقدر تیزهوش است که فریب چنین استدلال نادرستی را نخورد. همچنین به مترادف‌ها در کلمه «زبردست» مراجعه کنید.

نمونه‌های واقعی

He urged the rejection of what he called spurious nationalism.

او از رد آنچه او نامید، ملی‌گرایی ساختگی، خواستار شد.

منبع: PBS English News

Yeah. The " omniscience of the 2-10 spread that pervades market commentary is probably spurious" .

بله. "همه دانایی تفاوت 2-10 که در نظرات بازار وجود دارد احتمالاً ساختگی است."

منبع: Financial Times

Within weeks of taking up the presidency, Duvalier had ordered his political opponents jailed on spurious charges.

در هفته‌های پس از تصدی ریاست‌جمهوری، دووالیه دستور بازداشت مخالفان سیاسی خود به اتهامات ساختگی را صادر کرده بود.

منبع: Biography of Famous Historical Figures

Well, one to save battery, but two, so you don't get spurious inputs from your face into the touch screen.

خب، یکی برای صرفه‌جویی در مصرف باتری، اما دوماً، تا ورودی‌های ساختگی از صورت شما به صفحه لمسی نرسد.

منبع: Previous Apple Keynotes

They regarded spruce as a spurious spy.

آنها درخت کاج را به عنوان یک جاسوس ساختگی در نظر گرفتند.

منبع: Pan Pan

But she had never seen the insect before, and recoiled from its spurious reverence.

اما او قبلاً هرگز این حشره را ندیده بود و از احترام ساختگی آن منزجر شد.

منبع: Cross Creek (Part 2)

You really need to know that there's not some spurious detail that's throwing things all off.

شما واقعاً باید بدانید که جزئیات ساختگی وجود ندارد که همه چیز را از هم بپاشد.

منبع: Science Magazine: Technology

Anyone who tries to tell you that they know the future is just trying to own it, a spurious kind of manifest destiny.

هر کسی که سعی کند به شما بگوید که آینده را می‌داند، فقط در تلاش است تا آن را تصاحب کند، نوعی سرنوشت‌محور ساختگی.

منبع: TED Talks (Video Edition) August 2019 Collection

But there is a spurious sentiment which cannot resist the unexpected and the incongruous and the grotesque.

اما احساسی وجود دارد که نمی تواند در برابر غیرمنتظره، ناهمگون و عجیب و غریب مقاومت کند.

منبع: The places where angels dare not tread.

A spurious link between a brand and a health scare, even when baseless, can send stocks tumbling and PR teams scrambling.

ارتباط ساختگی بین یک برند و یک ترس از سلامت، حتی زمانی که بی اساس است، می تواند باعث سقوط سهام و دست و پا زدن تیم های روابط عمومی شود.

منبع: 2023-41

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید