squirt

[ایالات متحده]/skwɜːt/
[بریتانیا]/skwɜːrt/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. تزریق؛ جت
vt. چیزی را با پاشیدن خیس کردن
vi. یک جت ناگهانی را منتشر کردن
Word Forms
قسمت سوم فعلsquirted
زمان گذشتهsquirted
شکل سوم شخص مفردsquirts
جمعsquirts
صفت یا فعل حال استمراریsquirting

عبارات و ترکیب‌ها

water squirt

اسپری آب

squirt gun

تفنگ اسپرتی

squirt bottle

بطری اسپری

squirt a lemon

اسپری کردن لیمو

squirting fountain

چشمه اسپری

squirting ketchup

اسپری کردن سس کچاپ

squirt sunscreen

اسپری ضد آفتاب

جملات نمونه

a quick squirt of perfume.

یک پاشش سریع از عطر.

They squirted water at us.

آنها آب به سمت ما پاشیدند.

she squirted soda into a glass.

او نوشابه را در یک لیوان پاشید.

she squirted me with scent.

او با عطر به من پاشید.

clean the stains with a couple squirts of dishwashing liquid.

لکه ها را با چند بار پاشیدن مایع ظرفشویی تمیز کنید.

what did he see in this patronizing little squirt?.

او در این موجود کوچک تحقیرآمیز چه دید؟

The water squirted all over me.

آب به طور کامل روی من پاشیده شد.

got an eyeful of water from the squirt gun.

یک نگاه کامل به آب از تفنگ آبپاش گرفتم.

She squirted water from the hose onto the flowers.

او آب را از شلنگ روی گل ها پاشید.

some youngsters squirted a water pistol in her face.

برخی از جوانان یک تفنگ آبپاش را به صورت او پاشیدند.

he got his glove on the ball but it squirted away.

او دستکش خود را روی توپ گذاشت اما توپ دور شد.

Ultrasonic testing using the through transmission squirter technique remains the predominant method of inspection of composite materials.

آزمون فراصوت با استفاده از تکنیک اسکیوتر انتقال عبوری همچنان روش غالب بازرسی مواد کامپوزیتی است.

Sea Squirts and Clingfish A colony of sea squirts forms a colorful landscape, ample hiding place for an Eastern cleaner-clingfish (Cochleoceps orientalis) in the Tasman Sea off the coast of Australia.

حلزون‌های دریایی و ماهی‌های چسبنده. یک کلونی از حلزون‌های دریایی یک منظره رنگارنگ را تشکیل می‌دهد، یک مکان پنهان مناسب برای یک ماهی چسبنده تمیزگر شرقی (Cochleoceps orientalis) در دریای تاسمان در سواحل استرالیا.

For those who like a little more spice in their action, try riding the "whirlies" and "squirts" along the way, vicious sections of water that have a life of their own.

برای کسانی که دوست دارند کمی بیشتر ادویه در عملکرد خود داشته باشند، سعی کنید در طول مسیر سوار بر "چرخش ها" و "پاشش ها" شوید، بخش های آبخشنی که زندگی خاص خود را دارند.

the archerfish which stuns insects with a sudden blast of water, can learn how to aim its squirt simply by watching an experienced fish perform the task.

ماهی تیرانداز که با یک فوران ناگهانی آب حشرات را بی حس می کند، می تواند یاد بگیرد که چگونه هدف پاشش خود را فقط با تماشای انجام این کار توسط یک ماهی با تجربه انجام دهد.

نمونه‌های واقعی

Maybe they can take the needle and squirt it into my mouth, you know, like a squirt gun.

شاید بتوانند سوزن را بردارند و آن را در دهانم اسپری کنند، می‌دانید، مثل یک تفنگ اسپری.

منبع: Friends Season 2

Did you tell him about my squirt gun idea?

آیا به او در مورد ایده تفنگ اسپری من گفتی؟

منبع: Friends Season 2

That squirting flower really yanked my chain.

آن گل اسپری واقعاً زنجیرم را کشید.

منبع: Modern Family - Season 08

Squirting acid into the crabs' eyes and mouths.

اسپری کردن اسید در چشمان و دهان‌های خرچنگ‌ها.

منبع: Earth's Pulse Season 2 (Original Soundtrack)

T, you still got that squirt gun I gave you?

تی، هنوز آن تفنگ اسپری‌ای که بهت دادم را داری؟

منبع: American TV series Person of Interest Season 4

What's the matter, get on the wrong plane, squirt?

چه شده، سوار هواپیمای اشتباه شدی، اسپری؟

منبع: Home Alone 2: Lost in New York

To loads of mayo add tomato puree and some good squirts of ketchup.

به مقدار زیادی مایونز، پوره گوجه فرنگی و کمی اسپری خوب کچاپ اضافه کنید.

منبع: BBC documentary "Mom's Home Cooking"

To illustrate this, Daniel uses the example of a sea squirt.

برای نشان دادن این موضوع، دنیل از مثال یک حلزون دریایی استفاده می‌کند.

منبع: WIL Life Revelation

Early in its life, the sea squirt has a nervous system.

در اوایل زندگی، حلزون دریایی دارای یک سیستم عصبی است.

منبع: WIL Life Revelation

And a nice squirt of honey, just to temper the rum.

و کمی عسل اسپری، فقط برای تعدیل رم.

منبع: BBC documentary "Mom's Home Cooking"

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید