stagnancy

[ایالات متحده]/stæɡnənsi/
[بریتانیا]/stæɡnənsi/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. حالت ایستایی؛ عدم حرکت یا پیشرفت؛ وضعیت عدم جریان یا حرکت
Word Forms

عبارات و ترکیب‌ها

economic stagnancy

رکود اقتصادی

stagnancy crisis

بحران رکود

growth stagnancy

رکود رشد

stagnancy phase

فاز رکود

market stagnancy

رکود بازار

stagnancy issue

مشکل رکود

stagnancy trend

روند رکود

stagnancy effects

اثرات رکود

stagnancy period

دوره رکود

stagnancy problem

مشکل رکود

جملات نمونه

stagnancy in the economy can lead to increased unemployment.

رکود در اقتصاد می‌تواند منجر به افزایش بیکاری شود.

we need to address the stagnancy in our project to move forward.

ما باید به مشکل رکود در پروژه خود رسیدگی کنیم تا به جلو حرکت کنیم.

the stagnancy of ideas can hinder innovation.

رکود ایده ها می تواند نوآوری را مختل کند.

many organizations face stagnancy due to lack of leadership.

بسیاری از سازمان ها به دلیل فقدان رهبری با رکود مواجه هستند.

stagnancy in personal growth can lead to dissatisfaction.

رکود در رشد شخصی می تواند منجر به نارضایتی شود.

addressing stagnancy in your career requires proactive steps.

رسیدگی به رکود در شغل شما نیاز به اقداماتی دارد.

the team is experiencing stagnancy in their performance.

تیم در عملکرد خود دچار رکود است.

stagnancy in relationships can signal the need for change.

رکود در روابط می تواند نشان دهنده نیاز به تغییر باشد.

to overcome stagnancy, we must embrace new challenges.

برای غلبه بر رکود، باید چالش های جدید را بپذیریم.

stagnancy in the market can be a sign of deeper issues.

رکود در بازار می تواند نشانه ای از مشکلات عمیق تر باشد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید