stagnantly

[ایالات متحده]/ˈstæɡnəntli/
[بریتانیا]/ˈstæɡnəntli/

ترجمه

adv. به طور راکد; بدون حرکت یا پیشرفت; در حالت بی‌تحرکی یا عدم رشد

عبارات و ترکیب‌ها

stagnantly stuck

چسبیده به حالت سکون

stagnantly waiting

منتظر در حالت سکون

stagnantly idle

بی‌حرکت و ساکن

stagnantly growing

در حال رشد در حالت سکون

stagnantly existing

در حالت سکون وجود داشتن

stagnantly moving

در حال حرکت در حالت سکون

stagnantly progressing

در حال پیشرفت در حالت سکون

stagnantly evolving

در حال تکامل در حالت سکون

stagnantly developing

در حال توسعه در حالت سکون

stagnantly changing

در حال تغییر در حالت سکون

جملات نمونه

the economy has been growing stagnantly for years.

اقتصاد برای سال‌ها به طور راکد رشد کرده است.

his career progressed stagnantly after the promotion.

پس از ارتقا، شغل او به طور راکد پیشرفت کرد.

the project is moving stagnantly due to lack of funding.

به دلیل کمبود بودجه، پروژه به طور راکد در حال پیشرفت است.

they felt their relationship was stagnantly stuck in a routine.

آنها احساس کردند رابطه آنها به طور راکد در یک روال گیر کرده است.

growth has been stagnantly low in the past quarter.

رشد در سه ماهه گذشته به طور راکد پایین بوده است.

the team has been performing stagnantly without new ideas.

تیم بدون ایده های جدید به طور راکد عمل کرده است.

her motivation at work has been stagnantly declining.

انگیزه او در محل کار به طور راکد در حال کاهش است.

the market has been behaving stagnantly for months.

بازارها برای ماه ها به طور راکد رفتار کرده اند.

his interest in the subject remained stagnantly unchanged.

علاقه او به موضوع به طور راکد بدون تغییر باقی ماند.

the discussions around the issue have been stagnantly repetitive.

بحث ها در مورد این موضوع به طور راکد تکراری بوده اند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید