stalks

[ایالات متحده]/stɔːks/
[بریتانیا]/stɔks/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. ساقه اصلی یک گیاه یا گل؛ ساقه‌ها یا تیرک‌های گیاهان
v. به طور پنهانی نزدیک شدن؛ با گام‌های سفت یا عصبانی راه رفتن؛ پخش یا گسترش دادن

عبارات و ترکیب‌ها

stalks of corn

ساقه ذرت

stalks of celery

ساقه کرفس

stalks of wheat

ساقه گندم

stalks of bamboo

ساقه بامبو

stalks of broccoli

ساقه گل کلم

stalks of parsley

ساقه جعفری

stalks of grapes

ساقه انگور

stalks of rhubarb

ساقه ریواس

stalks of spinach

ساقه اسفناج

stalks of thyme

ساقه آویشن

جملات نمونه

the gardener trimmed the stalks of the plants.

باغبانی ساقه‌های گیاهان را کوتاه کرد.

the farmer harvested the corn stalks in the fall.

کشاورز در پاییز ساقه‌های ذرت را برداشت.

she carefully examined the flower stalks for pests.

او با دقت ساقه‌های گل را برای بررسی آفات بررسی کرد.

the chef used asparagus stalks in the salad.

سرآشپز از ساقه‌های مارچوبه در سالاد استفاده کرد.

tall stalks of wheat swayed in the breeze.

ساقه‌های بلند گندم در نسیم تاب می‌خوردند.

some plants have hollow stalks to store water.

برخی از گیاهان ساقه‌های توخالی برای ذخیره آب دارند.

he noticed the stalks bending under the weight of the fruit.

او متوجه شد که ساقه‌ها زیر بار میوه خم می‌شوند.

the researcher studied the growth patterns of bamboo stalks.

محقق الگوهای رشد ساقه‌های بامبو را مطالعه کرد.

the florist arranged the flower stalks beautifully.

گل‌فروش به زیبایی ساقه‌های گل را مرتب کرد.

stalks of celery are great for dipping in hummus.

ساقه کرفس برای غوطه‌ور کردن در חומוס عالی است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید