| صفت یا فعل حال استمراری | stammering |
| جمع | stammers |
| شکل سوم شخص مفرد | stammers |
| زمان گذشته | stammered |
| قسمت سوم فعل | stammered |
He tends to stammer when he's nervous.
او معمولاً وقتی عصبی است، شروع به تلوتلو زدن میکند.
Her stammer becomes more pronounced when she's excited.
لرزش صدای او بیشتر زمانی آشکار میشود که هیجانزده باشد.
The child's stammer improved with speech therapy.
لرزش صدای کودک با درمان گفتاری بهبود یافت.
Some people stammer due to anxiety or stress.
برخی افراد به دلیل اضطراب یا استرس تلوتلو میزنند.
He tried to hide his stammer during the presentation.
او سعی کرد لرزش صدای خود را در طول ارائه پنهان کند.
The stammer in his speech made it difficult to understand him.
لرزش صدای او باعث میشد درک او دشوار باشد.
She felt self-conscious about her stammer in social situations.
او در موقعیتهای اجتماعی در مورد لرزش صدای خود احساس ناامنی میکرد.
The stammering student was encouraged to seek help from a speech therapist.
از دانشآموز مبتلا به لرزش صدا خواسته شد که به دنبال کمک از یک درمانگر گفتاری باشد.
His stammer disappeared when he recited poetry.
لرزش صدای او زمانی که شعر میخواند از بین رفت.
The actor's stammer added authenticity to his character.
لرزش صدای بازیگر به شخصیت او اصالت بخشید.
He tends to stammer when he's nervous.
او معمولاً وقتی عصبی است، شروع به تلوتلو زدن میکند.
Her stammer becomes more pronounced when she's excited.
لرزش صدای او بیشتر زمانی آشکار میشود که هیجانزده باشد.
The child's stammer improved with speech therapy.
لرزش صدای کودک با درمان گفتاری بهبود یافت.
Some people stammer due to anxiety or stress.
برخی افراد به دلیل اضطراب یا استرس تلوتلو میزنند.
He tried to hide his stammer during the presentation.
او سعی کرد لرزش صدای خود را در طول ارائه پنهان کند.
The stammer in his speech made it difficult to understand him.
لرزش صدای او باعث میشد درک او دشوار باشد.
She felt self-conscious about her stammer in social situations.
او در موقعیتهای اجتماعی در مورد لرزش صدای خود احساس ناامنی میکرد.
The stammering student was encouraged to seek help from a speech therapist.
از دانشآموز مبتلا به لرزش صدا خواسته شد که به دنبال کمک از یک درمانگر گفتاری باشد.
His stammer disappeared when he recited poetry.
لرزش صدای او زمانی که شعر میخواند از بین رفت.
The actor's stammer added authenticity to his character.
لرزش صدای بازیگر به شخصیت او اصالت بخشید.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید