stammer

[ایالات متحده]/ˈstæmə(r)/
[بریتانیا]/ˈstæmər/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

vi. با تردید یا سختی صحبت کردن، اغلب تکرار صداها یا سیلاب‌ها
vt. با تردید یا سختی صحبت کردن، اغلب تکرار صداها یا سیلاب‌ها
n. اختلال گفتاری که با تردید یا تکرار صداها یا سیلاب‌ها مشخص می‌شود
Word Forms
صفت یا فعل حال استمراریstammering
جمعstammers
شکل سوم شخص مفردstammers
زمان گذشتهstammered
قسمت سوم فعلstammered

جملات نمونه

He tends to stammer when he's nervous.

او معمولاً وقتی عصبی است، شروع به تلوتلو زدن می‌کند.

Her stammer becomes more pronounced when she's excited.

لرزش صدای او بیشتر زمانی آشکار می‌شود که هیجان‌زده باشد.

The child's stammer improved with speech therapy.

لرزش صدای کودک با درمان گفتاری بهبود یافت.

Some people stammer due to anxiety or stress.

برخی افراد به دلیل اضطراب یا استرس تلوتلو می‌زنند.

He tried to hide his stammer during the presentation.

او سعی کرد لرزش صدای خود را در طول ارائه پنهان کند.

The stammer in his speech made it difficult to understand him.

لرزش صدای او باعث می‌شد درک او دشوار باشد.

She felt self-conscious about her stammer in social situations.

او در موقعیت‌های اجتماعی در مورد لرزش صدای خود احساس ناامنی می‌کرد.

The stammering student was encouraged to seek help from a speech therapist.

از دانش‌آموز مبتلا به لرزش صدا خواسته شد که به دنبال کمک از یک درمانگر گفتاری باشد.

His stammer disappeared when he recited poetry.

لرزش صدای او زمانی که شعر می‌خواند از بین رفت.

The actor's stammer added authenticity to his character.

لرزش صدای بازیگر به شخصیت او اصالت بخشید.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید