standstills

[ایالات متحده]/[ˈstændstɪl]/
[بریتانیا]/[ˈstændstɪl]/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. وضعیتی که در آن فعالیت یا پیشرفت متوقف شده است؛ مسدودی.؛ معلق شدن موقت فعالیت یا پیشرفت.
v. متوقف یا معلق کردن فعالیت یا پیشرفت.

عبارات و ترکیب‌ها

avoid standstills

جلوگیری از توقفات

end standstills

پایان دادن به توقفات

prevent standstills

جلوگیری از وقوع توقفات

facing standstills

مقابله با توقفات

overcome standstills

پشتیبانی از توقفات

standstill situation

وضعیت توقف

caused standstills

توقفات ایجاد شده

after standstills

پس از توقفات

resolve standstills

حل توقفات

current standstills

توقفات فعلی

جملات نمونه

the negotiations reached a standstill due to disagreements over key terms.

تالش‌های مذاکره به یک متوقف شدن دچار شدند به دلیل اختلافات در مورد شرایط کلیدی.

we cannot accept a standstill in our progress towards renewable energy.

ما نمی‌توانیم متوقف شدن در پیشرفت ما به سمت انرژی‌های تجدیدپذیر را پذیرایی کنیم.

the project suffered a long standstill after the funding was withdrawn.

پروژه پس از اینکه تامین مالی برداشته شد، به یک متوقف شدن طولانی دچار شد.

the company is trying to break the standstill in sales with a new marketing campaign.

شرکت در حال تلاش برای شکستن متوقف شدن در فروش با یک کمپین بازاریابی جدید است.

the talks ended in a standstill, with no agreement reached.

مذاکرات با یک متوقف شدن پایان یافتند، بدون اینکه هیچ توافقی به دست آمده باشد.

we need to avoid any standstill in the development of this technology.

ما نیاز داریم تا هرگونه متوقف شدن در توسعه این فناوری را جلوگیری کنیم.

the industry faced a standstill following the regulatory changes.

صنعت با یک متوقف شدن مواجه شد پس از تغییرات مقرراتی.

the peace process is currently at a standstill.

فرآیند صلح در حال حاضر در یک متوقف شدن قرار دارد.

the economy experienced a standstill during the pandemic.

اقتصاد در طول بیماری ویروسی به یک متوقف شدن دچار شد.

we must prevent a standstill in the implementation of the new policy.

ما باید متوقف شدن در اجرای سیاست جدید را جلوگیری کنیم.

the construction project was brought to a standstill by the bad weather.

پروژه ساخت به دلیل آب و هواي بد به یک متوقف شدن دچار شد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید