star-shaped cookie
کوکی ستارهای
star-shaped window
پنجره ستارهای
star-shaped pattern
الگوی ستارهای
becoming star-shaped
در حال شدن به شکل ستاره
star-shaped design
طراحی ستارهای
cut star-shaped
برش ستارهای
star-shaped object
شیء ستارهای
drawing star-shaped
کشیدن ستارهای
a star-shaped hole
یک سوراخ ستارهای
star-shaped light
نور ستارهای
the quilt had a star-shaped pattern stitched onto it.
پرده با الگوی ستارهای روی آن دوخته شده بود.
she cut a star-shaped cookie from the dough.
او یک کوکی ستارهای را از تهیهکننده برش داد.
the playground featured a large, star-shaped sandbox.
محل بازی یک دوکانه ریزشی بزرگ با الگوی ستارهای داشت.
he drew a star-shaped design in the sand.
او یک طرح ستارهای را در ریزش کشید.
the window had a star-shaped stained glass panel.
پنجره یک بخش شیشهای رنگی با الگوی ستارهای داشت.
the child proudly displayed his star-shaped paper airplane.
کودک با افتخار هواپیمای کاغذی خود با شکل ستارهای را نمایش داد.
the cake was decorated with a star-shaped frosting.
کیک با یک تزیین شکری با الگوی ستارهای تزیین شده بود.
the park's fountain had a star-shaped spray pattern.
فواره پارک یک الگوی پاشیدنی با شکل ستارهای داشت.
the artist created a beautiful star-shaped mosaic.
هنرمند یک موزائیک زیبایی با شکل ستارهای ایجاد کرد.
the pendant was a delicate, star-shaped charm.
نیشکن یک جادویی نرم و با شکل ستارهای بود.
the firework display included a brilliant star-shaped burst.
نمایش فروشگاه با یک انفجار روشن با شکل ستارهای شامل بود.
star-shaped cookie
کوکی ستارهای
star-shaped window
پنجره ستارهای
star-shaped pattern
الگوی ستارهای
becoming star-shaped
در حال شدن به شکل ستاره
star-shaped design
طراحی ستارهای
cut star-shaped
برش ستارهای
star-shaped object
شیء ستارهای
drawing star-shaped
کشیدن ستارهای
a star-shaped hole
یک سوراخ ستارهای
star-shaped light
نور ستارهای
the quilt had a star-shaped pattern stitched onto it.
پرده با الگوی ستارهای روی آن دوخته شده بود.
she cut a star-shaped cookie from the dough.
او یک کوکی ستارهای را از تهیهکننده برش داد.
the playground featured a large, star-shaped sandbox.
محل بازی یک دوکانه ریزشی بزرگ با الگوی ستارهای داشت.
he drew a star-shaped design in the sand.
او یک طرح ستارهای را در ریزش کشید.
the window had a star-shaped stained glass panel.
پنجره یک بخش شیشهای رنگی با الگوی ستارهای داشت.
the child proudly displayed his star-shaped paper airplane.
کودک با افتخار هواپیمای کاغذی خود با شکل ستارهای را نمایش داد.
the cake was decorated with a star-shaped frosting.
کیک با یک تزیین شکری با الگوی ستارهای تزیین شده بود.
the park's fountain had a star-shaped spray pattern.
فواره پارک یک الگوی پاشیدنی با شکل ستارهای داشت.
the artist created a beautiful star-shaped mosaic.
هنرمند یک موزائیک زیبایی با شکل ستارهای ایجاد کرد.
the pendant was a delicate, star-shaped charm.
نیشکن یک جادویی نرم و با شکل ستارهای بود.
the firework display included a brilliant star-shaped burst.
نمایش فروشگاه با یک انفجار روشن با شکل ستارهای شامل بود.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید