star-shaped

[ایالات متحده]/[ˈstɑːʃeɪpt]/
[بریتانیا]/[ˈstɑːʃeɪpt]/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. به شکل ستاره؛ مانند ستاره؛ دارای شکل ستاره‌ای

عبارات و ترکیب‌ها

star-shaped cookie

کوکی ستاره‌ای

star-shaped window

پنجره ستاره‌ای

star-shaped pattern

الگوی ستاره‌ای

becoming star-shaped

در حال شدن به شکل ستاره

star-shaped design

طراحی ستاره‌ای

cut star-shaped

برش ستاره‌ای

star-shaped object

شیء ستاره‌ای

drawing star-shaped

کشیدن ستاره‌ای

a star-shaped hole

یک سوراخ ستاره‌ای

star-shaped light

نور ستاره‌ای

جملات نمونه

the quilt had a star-shaped pattern stitched onto it.

پرده با الگوی ستاره‌ای روی آن دوخته شده بود.

she cut a star-shaped cookie from the dough.

او یک کوکی ستاره‌ای را از تهیه‌کننده برش داد.

the playground featured a large, star-shaped sandbox.

محل بازی یک دوکانه ریزشی بزرگ با الگوی ستاره‌ای داشت.

he drew a star-shaped design in the sand.

او یک طرح ستاره‌ای را در ریزش کشید.

the window had a star-shaped stained glass panel.

پنجره یک بخش شیشه‌ای رنگی با الگوی ستاره‌ای داشت.

the child proudly displayed his star-shaped paper airplane.

کودک با افتخار هواپیمای کاغذی خود با شکل ستاره‌ای را نمایش داد.

the cake was decorated with a star-shaped frosting.

کیک با یک تزیین شکری با الگوی ستاره‌ای تزیین شده بود.

the park's fountain had a star-shaped spray pattern.

فواره پارک یک الگوی پاشیدنی با شکل ستاره‌ای داشت.

the artist created a beautiful star-shaped mosaic.

هنرمند یک موزائیک زیبایی با شکل ستاره‌ای ایجاد کرد.

the pendant was a delicate, star-shaped charm.

نیشکن یک جادویی نرم و با شکل ستاره‌ای بود.

the firework display included a brilliant star-shaped burst.

نمایش فروشگاه با یک انفجار روشن با شکل ستاره‌ای شامل بود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید