stargazings

[ایالات متحده]/ˈstɑːɡeɪzɪŋz/
[بریتانیا]/ˈstɑːrɡeɪzɪŋz/

ترجمه

v. حالت شبه فاعل فعل "stargaze" - نگاه کردن به ستاره‌ها؛ غرق در خیال یا خیال‌پردازی
adj. مشخصه یا مناسب برای نگاه کردن به ستاره‌ها؛ خیال‌پرداز یا غرق در اندیشش
n. فعالیت یا روش نگاه کردن به ستاره‌ها؛ خیال‌پردازی؛ اندیشش غافلگیرانه

عبارات و ترکیب‌ها

stargazing night

شب نجوم‌بینی

stargazing session

جلسه نجوم‌بینی

stargazing date

تاریخ نجوم‌بینی

stargazing trip

سفر نجوم‌بینی

stargazing spot

مکان نجوم‌بینی

stargazing experience

تجربه نجوم‌بینی

stargazing hobby

علاقه‌مندی به نجوم‌بینی

loved stargazing

از نجوم‌بینی لذت می‌بردم

enjoy stargazing

از نجوم‌بینی لذت ببر

passionate stargazing

نجوم‌بینی با عشق

جملات نمونه

the couple enjoys romantic stargazings on their roof every clear night.

این زوج هر شبی که آسمان روشن باشد، زیر آسمان از روی تاچه‌ی خود به طور عاشقانه ستاره‌گری می‌کنند.

our family has a tradition of weekend stargazings in the countryside.

خانواده‌ی ما سنت دارد که در هر روز پایان هفته به روستا برویم و ستاره‌گری کنیم.

those peaceful stargazings by the lake helped me forget my worries.

این ستاره‌گری‌های آرام در کنار دریاچه به من کمک کرد تا نگرانی‌هایم را فراموش کنم.

i remember those magical stargazings from my childhood summers.

من به یاد دارم که در تابستان‌های کودکی‌ام این ستاره‌گری‌های جادویی را داشتیم.

clear-night stargazings become impossible when light pollution increases.

وقتی آلودگی نور افزایش می‌یابد، ستاره‌گری‌های شب‌های روشن غیرممکن می‌شود.

the astronomer organizes monthly stargazings for local students.

ستاره‌شناس فعالیت‌های ستاره‌گری ماهیانه را برای دانش‌آموزان محلی سازمان می‌دهد.

ancient travelers relied on stargazings for navigation across deserts.

سیاحت‌گران باستان از ستاره‌گری برای هدایت خود در میان صحراها استفاده می‌کردند.

lovers often choose secluded spots for quiet stargazings under the night sky.

عاشقان اغلب جای‌هایی دور از دیگران را برای ستاره‌گری آرام در زیر آسمان شب انتخاب می‌کنند.

we packed blankets and hot cocoa for our midnight stargazings adventure.

ما برای ماجراجویی ستاره‌گری‌مان در نیمه‌شب، تاپک‌ها و چای گرم آماده کردیم.

the poetry club hosts outdoor stargazings to inspire creative writing.

کلوب شعر فعالیت‌های ستاره‌گری در فضای باز را برگزار می‌کند تا نوشتن خلاقانه را الهام بخشد.

my grandfather taught me the art of patient stargazings during summer visits.

پدربزرگ من در بازدیدهای تابستانی به من چگونگی هنر ستاره‌گری با صبر را آموزش داد.

virtual stargazings through telescopes allow city dwellers to explore the cosmos.

ستاره‌گری‌های مجازی از طریق تلسکوپ‌ها به ساکن‌های شهر اجازه می‌دهد که کهکشان را کاوش کنند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید