starves for attention
برای جلب توجه گرس است
starves to death
تا سرحد مرگ گرس است
starves the mind
ذهن را گرس است
starves for love
برای عشق گرس است
starves the soul
روح را گرس است
starves for power
برای قدرت گرس است
starves the body
بدن را گرس است
starves for success
برای موفقیت گرس است
starves for resources
برای منابع گرس است
starves for knowledge
برای دانش گرس است
he starves himself to lose weight.
او برای کاهش وزن خودش را گرسنه میکند.
the child starves in the war-torn region.
کودک در منطقه جنگزده گرسنگی میکشد.
she believes that no one should ever starve.
او معتقد است که هیچ کس نباید گرسنه بماند.
the stray dog starves without food.
سگ ولگرد بدون غذا گرسنگی میکشد.
he starves for attention from his peers.
او برای جلب توجه از همسالان خود گرسنگی میکشد.
many animals starve during harsh winters.
بسیاری از حیوانات در زمستانهای سخت گرسنگی میکشند.
she starves her plants of water.
او گیاهان خود را از آب محروم میکند.
he feels that his creativity starves in a dull job.
او احساس میکند که خلاقیتش در یک شغل کسلکننده از بین میرود.
the organization works to ensure no one starves.
این سازمان برای اطمینان از اینکه هیچ کس گرسنه نمیماند، تلاش میکند.
starves for attention
برای جلب توجه گرس است
starves to death
تا سرحد مرگ گرس است
starves the mind
ذهن را گرس است
starves for love
برای عشق گرس است
starves the soul
روح را گرس است
starves for power
برای قدرت گرس است
starves the body
بدن را گرس است
starves for success
برای موفقیت گرس است
starves for resources
برای منابع گرس است
starves for knowledge
برای دانش گرس است
he starves himself to lose weight.
او برای کاهش وزن خودش را گرسنه میکند.
the child starves in the war-torn region.
کودک در منطقه جنگزده گرسنگی میکشد.
she believes that no one should ever starve.
او معتقد است که هیچ کس نباید گرسنه بماند.
the stray dog starves without food.
سگ ولگرد بدون غذا گرسنگی میکشد.
he starves for attention from his peers.
او برای جلب توجه از همسالان خود گرسنگی میکشد.
many animals starve during harsh winters.
بسیاری از حیوانات در زمستانهای سخت گرسنگی میکشند.
she starves her plants of water.
او گیاهان خود را از آب محروم میکند.
he feels that his creativity starves in a dull job.
او احساس میکند که خلاقیتش در یک شغل کسلکننده از بین میرود.
the organization works to ensure no one starves.
این سازمان برای اطمینان از اینکه هیچ کس گرسنه نمیماند، تلاش میکند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید