nourishes

[ایالات متحده]/ˈnʌrɪʃɪz/
[بریتانیا]/ˈnɜːrɪʃɪz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. فراهم کردن غذا یا سایر مواد لازم برای رشد، سلامتی و وضعیت خوب؛ حمایت یا نگهداری کردن؛ تشویق به توسعه چیزی

عبارات و ترکیب‌ها

nourishes the soul

تغذیه روح

nourishes the body

تغذیه بدن

nourishes the mind

تغذیه ذهن

nourishes growth

تغذیه رشد

nourishes relationships

تغذیه روابط

nourishes creativity

تغذیه خلاقیت

nourishes the earth

تغذیه زمین

nourishes our future

تغذیه آینده ما

nourishes community

تغذیه جامعه

nourishes passion

تغذیه اشتیاق

جملات نمونه

good food nourishes both the body and soul.

غذاي خوب هم جسم و هم روح را تغذيه مي‌کند.

reading regularly nourishes the mind.

مطالعه منظم ذهن را تغذیه می‌کند.

love nourishes relationships and fosters connection.

عشق روابط را تغذیه کرده و ارتباط را تقویت می‌کند.

education nourishes personal growth and development.

آموزش رشد و توسعه فردی را تغذیه می‌کند.

water nourishes the plants in the garden.

آب گیاهان را در باغ تغذیه می‌کند.

music nourishes the spirit and brings joy.

موسیقی روح را تغذیه کرده و شادی می‌آورد.

healthy relationships nourish our emotional well-being.

روابط سالم سلامت عاطفی ما را تغذیه می‌کند.

exercise nourishes the body and boosts energy levels.

ورزش بدن را تغذیه کرده و سطح انرژی را افزایش می‌دهد.

positive thoughts nourish a happy life.

افکار مثبت یک زندگی شاد را تغذیه می‌کند.

nature nourishes our connection to the world.

طبیعت ارتباط ما با جهان را تغذیه می‌کند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید