state-sponsored program
برنامه حمایت دولت
state-sponsored research
تحقیقات مورد حمایت دولت
state-sponsored art
هنر مورد حمایت دولت
state-sponsored event
رویداد مورد حمایت دولت
state-sponsored media
رسانه های مورد حمایت دولت
being state-sponsored
حمایت مالی دولت بودن
state-sponsored travel
سفر مورد حمایت دولت
state-sponsored initiative
ابتکار عمل مورد حمایت دولت
state-sponsored scheme
طرح مورد حمایت دولت
the museum's expansion was largely due to state-sponsored funding.
گسترش موزه عمدتاً به دلیل تامین مالی دولت بود.
critics questioned the fairness of state-sponsored media outlets.
منتقدان عدالت رسانه های متعلق به دولت را زیر سوال بردند.
state-sponsored research programs often lead to technological breakthroughs.
برنامههای تحقیقاتی متعلق به دولت اغلب منجر به پیشرفتهای فناوری میشوند.
the government launched a new state-sponsored initiative to support the arts.
دولت یک طرح جدید متعلق به دولت برای حمایت از هنر راه اندازی کرد.
concerns arose about the influence of state-sponsored lobbying efforts.
نگرانی در مورد نفوذ تلاش های لابی متعلق به دولت ایجاد شد.
many athletes benefited from state-sponsored training programs.
بسیاری از ورزشکاران از برنامه های آموزشی متعلق به دولت بهره مند شدند.
the state-sponsored housing project aimed to alleviate the housing shortage.
پروژه مسکن متعلق به دولت با هدف رفع کمبود مسکن طراحی شده بود.
state-sponsored events boosted tourism and economic growth in the region.
برگزاری رویدادهای متعلق به دولت باعث افزایش گردشگری و رشد اقتصادی در منطقه شد.
the report detailed the extent of state-sponsored cyberattacks.
گزارش دامنه حملات سایبری متعلق به دولت را شرح داد.
state-sponsored infrastructure projects created numerous jobs.
پروژه های زیرساختی متعلق به دولت مشاغل متعددی ایجاد کرد.
the film received significant funding through state-sponsored grants.
فیلم از طریق کمک های مالی متعلق به دولت بودجه قابل توجهی دریافت کرد.
state-sponsored program
برنامه حمایت دولت
state-sponsored research
تحقیقات مورد حمایت دولت
state-sponsored art
هنر مورد حمایت دولت
state-sponsored event
رویداد مورد حمایت دولت
state-sponsored media
رسانه های مورد حمایت دولت
being state-sponsored
حمایت مالی دولت بودن
state-sponsored travel
سفر مورد حمایت دولت
state-sponsored initiative
ابتکار عمل مورد حمایت دولت
state-sponsored scheme
طرح مورد حمایت دولت
the museum's expansion was largely due to state-sponsored funding.
گسترش موزه عمدتاً به دلیل تامین مالی دولت بود.
critics questioned the fairness of state-sponsored media outlets.
منتقدان عدالت رسانه های متعلق به دولت را زیر سوال بردند.
state-sponsored research programs often lead to technological breakthroughs.
برنامههای تحقیقاتی متعلق به دولت اغلب منجر به پیشرفتهای فناوری میشوند.
the government launched a new state-sponsored initiative to support the arts.
دولت یک طرح جدید متعلق به دولت برای حمایت از هنر راه اندازی کرد.
concerns arose about the influence of state-sponsored lobbying efforts.
نگرانی در مورد نفوذ تلاش های لابی متعلق به دولت ایجاد شد.
many athletes benefited from state-sponsored training programs.
بسیاری از ورزشکاران از برنامه های آموزشی متعلق به دولت بهره مند شدند.
the state-sponsored housing project aimed to alleviate the housing shortage.
پروژه مسکن متعلق به دولت با هدف رفع کمبود مسکن طراحی شده بود.
state-sponsored events boosted tourism and economic growth in the region.
برگزاری رویدادهای متعلق به دولت باعث افزایش گردشگری و رشد اقتصادی در منطقه شد.
the report detailed the extent of state-sponsored cyberattacks.
گزارش دامنه حملات سایبری متعلق به دولت را شرح داد.
state-sponsored infrastructure projects created numerous jobs.
پروژه های زیرساختی متعلق به دولت مشاغل متعددی ایجاد کرد.
the film received significant funding through state-sponsored grants.
فیلم از طریق کمک های مالی متعلق به دولت بودجه قابل توجهی دریافت کرد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید